افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٣٨ - نکتۀ سوّم فقِیهنماها «وحدت وجودِی» را به نجاسات افزودهاند تا خود را از مسئولِیّت برهانند
مشرکِین عرب و بالأخص قرِیش که مخالفت با رسول اکرم صلِّی الله علِیه و آله مِیکردهاند، براساس توحِید و ِیگانه دانستن و ِیگانه شمردن مبدأ و معاد و جمِیع امور مابِینهما بوده است. آنان مِیگفتهاند: «اِین مرد زندِیق و ملحد است، سحر مِیکند، و به توحِید فرا مِیخواند؛ و اِین خروج از دِین و آِیِین و سنّت ماست. او مردِی است پلِید! ِیا وِی را بدِین جرم و جرِیمه باِید بکشِیم، و ِیا از شهر و دِیارمان بِیرون کنِیم، ِیا خانه را بر سرش آوار آورِیم، ِیا در عزلت و انزوا تنها و تنها خودش و پِیروانش را محصور کنِیم!»
(وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ * أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ * وَانْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ * مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ * أَأُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ).[١]
«و کافران به شگفت درآمدند که ِیک نفر رسول بِیمدهنده از جنس خودشان به سوِیشان بِیاِید. و کافران گفتند: اِین مرد سحرکننده و بسِیار دروغگو مِیباشد (دروغ ساز است)!* آِیا او خداِیان کثِیره و متعدّدۀ ما را ِیک خدا کرده است؟ اِین مسئله از چِیزهاِیِی است که زِیاده از حد موجب تعجّب مِیباشد![٢]*
و سران مستکبر قومشان بر اِین تصمِیم و منهاج برآمدند که: باِید طرِیقه و راه و روش خودتان را ادامه دهِید و بر پرستش خداِیان بسِیارتان ثابت قدم و استوار باشِید! (ِیا با قِیام پِیغمبر که شما را به توحِید فرا مِیخواند و بر خداِیان بسِیارتان
[١]. آِیات ٤ تا ٨، از سورۀ (٣٨) ص.
[٢]. در أقرب الموارد آورده است:
«العُجاب (بالضّم): ما جاوَز حَدَّ العَجَب. أمرٌ عَجَبٌ و عُجابٌ و عُجّابٌ (بِتَخفِیف الجِیمِ و تَشدِیدِها للمبالغة): أِی ِیُتَعجَّب منه. و عَجَبٌ عُجابٌ: مُبالغةٌ.»
بنابراِین معناِی عُجاب عبارت است از چِیزِی که بِیش از اندازه انسان را شگفتانگِیز مِیکند؛ مثلاً در لسان عامِیانۀ ما فارسِی زبانان مِیآِید: «بهقدرِی عجِیب بود که نزدِیک بود من شاخ دربِیاورم!»