افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٠٢ - اعجاز امِیر مؤمنان علِیهالسّلام در تطبِیق مشِیّت الهِی با ظواهر عالم مادّه
استقبال آن مِیرفت و آن را به سمت خود هداِیت مِینمود. او با آنکه قاتل خود را مِیشناسد و مِیداند که چه در زِیر عباِی خود پنهان کرده است، به مسجد مِیآِید و او را که به رو، به زمِین خوابِیده است براِی اداءِ نماز از خواب بِیدار مِیکند و به او مِیگوِید:
وقت نماز است، برخِیز که مِیدانم چه چِیزِی در زِیر عباِی خود پنهان کردهاِی و چه نِیّتِی در سر دارِی، که از انجام آن آسمانها و زمِین به لرزه درمِیآِید![١]
و قاتل خود را از خواب بِیدار مِیکند و به احدِی از اصحاب نمِیگوِید که اِین شخص قاتل من است، او را بگِیرِید و حبس کنِید و بکشِید؛ چرا؟ چون او مجرِی مشِیّت و ارادۀ الهِی است، نه فرارکننده از قضا و تقدِیر او؛ و اِین است معجزۀ علِیّبن أبِیطالب.[٢]
اعجاز علِی در ردّ شمس و کندن درب قلعۀ خِیبر و امثال اِینها نبود؛ اعجاز علِی در تطبِیق مشِیّت الهِی با ظواهر عالم مادّه و شهادت، و اداءِ تکلِیف براساس اراده و خواست پروردگار است. و اِینچنِین است که راه را به ما نشان مِیدهد و ما را به اِین مکتب و منهج دعوت مِیکند، و به همِین جهت است که فعل او در ابدِیّت، اسوه و سرمشق آزادگان و رهروان طرِیق قرب و تجرّد قرار گرفته است.
اعجاز امِیرالمؤمنِین در امور تکوِینِی و انجام خرق عادت، صرفاً بِیانگر سلطۀ ولائِی و نشانگر موقعِیّت و مقام والاِی امامت و ولاِیت بود، و اضافه بر اِین حاصلِی براِی ما و روش و منهاج و حرکت ما ندارد. امّا آنچه مسِیر ما را مستقِیم، و از انحراف
[١]. بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٨١.
[٢]. بحار الأنوار، ج ٥، ص ١١٤ و ١١٥:
«[تفسِیر القمِی]: محمّدُ بنُ جعفر، عن محمّدِ بنِ أحمدَ، عن أحمدَ بنِ محمّدٍ السَِّیّارِیِّ، عن فُلانٍ، عن أبِیالحسنِ علِیهالسّلام قال: ”إنّ اللهَ جعَل قلوبَ الأئمَّةِ مَورِدًا لإرادَتِه، فإذا شاءَ اللهُ شَِیئًا شاءُوهُ؛ و هو قَولُه (وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ).“
[تفسِیر القمِی]: جعفرُ بنُ أحمدَ، عن عبدِ اللهِ بنِ موسِی، عن ابنِالبَطائِنِِیّ، عن أبِیه، عن أبِیبصِیر، عن أبِیعبدِاللهِ علِیهالسّلام. قال: قلتُ له: قولُه تعالِی (وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ). قال: ”لأنّ المشِیَّةَ إلِیه تبارک و تعالِی، لا إلِی النّاس.“»