افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٧٣ - تبِیِین سرِیان حقِیقت وجود در عالم مادّه
صورت ظاهر در لباس مادّه و کون و فساد درآمدهاند، امّا در حقِیقتِ خود، همان حِیثِیّت تجرّدِی را دارا مِیباشند. و اِین است معناِی آِیه شرِیفه:
(هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ).[١]
اگر وجود مادِّی در لباس مادّه، مانع از سرِیان حقِیقت وجود بالصّرافه در آن گردد، پس چگونه اتّصاف ذات حق که مجرّد صرف و بسِیط علَِیالإطلاق است، مِیتواند در آن نفوذ و رسوخ ِیابد و آن را در حِیطۀ اقتدار و قهّارِیّت و هِیمنه و سلطنت خود درآورد؛ چنانچه فرمود:
(وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ).[٢]
پس از اِینجا پِی مِیبرِیم که وجود مادِّی چِیزِی جز همان وجود مجرّد نِیست الاّ اِینکه به لباس دگرِی ظهور ِیافته و به شکل دگرِی از اشکال وجود درآمده است. و از اِینجا مسئلۀ ربط حادث به قدِیم روشن مِیشود و مسئله حدوث و قدم عالم واضح مِیگردد و سنخِیّت بِین مادّه و مجرّد برملا مِیشود و حلقۀ مفقوده جاِیگاه خود را باز مِیِیابد، که توضِیح اِین مسئله را بهطور مشروح در مباحث فلسفِی آوردهاِیم.
بناءًعلِیهذا برهان صدرالمتألّهِین بر وجود علم و قدرت در موجودات به قوّت خود باقِی مِیماند و اشکال مرحوم علاّمه طباطبائِی را مِیتوان ناشِی از افتراق بِین وجود مادِّی و مجرّد و عدم حضور مادّه در حِیطۀ علِّیت تجرّد وجود دانست. و با بِیانِی که ذکر شد، عدم منافات بِین اِین دو روشن گشت و هِیچ رادعِی و مانعِی در حضور مادّه و مادِّیات در حقِیقت علمِی ذات وجود نمِیباشد و اتّحاد عاقل و معقول به قوّت خود باقِی مِیماند و تساوِی وجود با علم در اِینجا به اثبات مِیرسد، چه وجود مادِّی باشد ِیا مجرّد؛ نه اِینکه براِی اِین تساوِی احتِیاج به ِیک وجود مثالِی براِی وجود مادِّی داشته باشِیم، گرچه آن وجود مثالِی نِیز در عالم خود محقّق است.
[١]. سوره حدِید (٥٧) آِیه ٣.
[٢]. سوره زخرف (٤٣) آِیه ٨٤.