افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٩٦ - نقد بر صاحب مقاله در تشبِیه مسئلۀ وحِی به زنبور عسل
اِیشان در اِین فرض، طوطِی را حِیوانِی فاقد ادراک و تصمِیم و اختِیار و گزِینش مِیپندارند، و بالعکس نسبت به زنبور نظرِی مشابه با وحِی ابراز مِیکنند که زنبور با افاضۀ ادراک و شعور در کِیفِیّت استحصال عسل، به روش گزِینشِی و انتخابِی در بهرهگِیرِی از شهد گلها مِیپردازد و خود تکتک گلها و گِیاهان را تجربه مِیکند و هر کدام را که مِیل (ِیعنِی همان غرِیزۀ خدادادِی او) پسندِید، برمِیگزِیند و هرکه را نپسندِید رها مِیکند و از آن درمِیگذرد. و همۀ اِینها، هم کار زنبور و هم کار خدا است، هم مربوط و منوط به اختِیار و انتخاب زنبور است و هم مربوط و متعلّق به اراده و مشِیّت پروردگار؛ و نسبت استحصال عسل، هم به زنبور جاِیز و روا است و هم به پروردگار، و هِیچ تفاوتِی در اِین مطلب بِین دو انتساب وجود ندارد.
امّا در قضِیّه طوطِی، اِین حِیوان صرفاً مقلّد است و فعل او از روِی اختِیار نِیست بلکه فعل، فعل غِیر است و او آن را بدون فهم و شعور و بدون ادراک کنه و واقعِیّت آن تقلِید مِیکند.
و در فرق بِین اِین روش و رجحان دأب و دَِیدن زنبور بر تقلِید کورکورانۀ طوطِی، به شعر حضرت حافظ اشاره مِیکند که مِیفرماِیند:
|
در پس آِینه طوطِیصفتم
داشتهاند |
آنچه استاد ازل گفت بگو
مِیگوِیم[١] |
و آنگاه کلام حضرت مولانا را مِیآورد که مِیفرماِید:
|
گِیرم اِین
وحِی نبِیّ گنجور نِیست |
هم کم از وحِی دل زنبور
نِیست[٢] |
گرچه گوِیند در مثال مناقشه نِیست، ولکن از آنجا که مقصود گوِینده از مثال طوطِی و زنبور، تصوِیر وحِی رسول خدا در قالب تشابه با زنبور است که چنِین تشابهِی در طوطِی نِیست، زِیرا طوطِی مقلّد است و زنبور مولّد و رسول خدا مولّد است نه مقلّد از جبرائِیل و غِیره؛ باِید گفت: متأسّفانه اِیشان مقصود و مفهوم کلام خواجۀ
[١]. دِیوان حافظ، غزل ٣٦٦.
[٢]. مثنوِی معنوِی، دفتر پنجم.