افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٣٦ - نکتۀ سوّم فقِیهنماها «وحدت وجودِی» را به نجاسات افزودهاند تا خود را از مسئولِیّت برهانند
|
خَلقان
همه به فطرت توحِید زادهاند |
||||
|
اِین شرک عارضِی بود و عارضِی
ِیَزول |
||||
|
گوِید خرد که سرِّ حقِیقت نهفته دار |
||||
|
با عشقِ پردهدر چه کند عقل بوالفضول |
||||
|
ِیک نقطه دان حکاِیت ما کان و ما
ِیکون |
||||
|
اِین نقطه گه صعود نماِید گهِی
نزول |
||||
|
جز من کمر به عهد امانت نبست کس |
||||
|
گر خوانِیَم ظلوم، و گر خوانِیَم جهول[١] |
||||
نکتۀ سوّم: فقِیهنماها «وحدت وجودِی» را به نجاسات افزودهاند تا خود را از مسئولِیّت برهانند
نکتۀ سوّم:
اِین مطلب از سابق الاِیّام براِی بندۀ حقِیر مشکل آمده بود که چرا برخِی از فقِیهان ما دربارۀ مُجَسِّمه و مُعَطِّله و مُنَزِّهه و مُجَبِّره و مُفَوِّضه حکم به تکفِیر نمِیکنند و گفتار آنان را با قبول اصل توحِید، موجب کفر و نجاستشان نمِیشمرند؛ ولِیکن راجع به قائلِین به وحدت وجود فوراً چماق تکفِیر را بر سر مِیکوبند، و در تسرُّع اِین امر از هِیچ درِیغ ندارند؟!
به چه علّت اِیشان به انواع و اقسام نَجَسالعَِین از بول و غائط و غِیرهما، ِیکِی را به نام «وحدت وجودِی» افزودهاند؟! افزوده شدن اِین شِیء نَجَسالعِین به نجاسات از چه و از کدام زمان شروع شد؟
بالأخره پس از مطالعات و مشاهدات، بعد اللَّتَِیا و اللَّتِی مطلب به اِین نکته منتهِی گشت که بهواسطۀ دقّت و رقّت و عظمت فهم و ادراک اِین نوع از توحِید که توحِید مُخلَصِین و مقرَّبِین بارگاه حضرت حق جلّ شأنه مِیباشد از طرفِی، و از طرف دِیگر بهواسطۀ صعوبت و مشاقِّی که در اِین راه و در سبِیل حصول اِین مرام براِی سالک سبِیل إلِی الله پِیش مِیآِید و طبعاً با مزاج مُتَتَرِّفِین سازش ندارد؛ قشرِیّون و ظاهرِیّون که از جهتِی سطح فکرِیشان، و
[١]. کتاب عدل الهِی، طبع اوّل، ص ٢٦٠؛ و گوِید:
«گوِیا مرحوم آقا محمّدرضا قمشهاِی باشد.»