افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٣١ - فرماِیشات و دِیدگاه علماء عظام و مراجع تقلِید نسبت به شخصِیّت علمِی و عرفانِی علاّمه طهرانِی
محضر آِیةالله خامنهاِی ـمدّ ظلهـ بودِیم. اِیشان در ضمن صحبت، مطلبِی را از مرحوم والد بِیان کردند و فرمودند:
براِی من به قطع اثبات شده است که پدر شما از عناِیت الهِی إشراف بر نفوس برخوردار بوده است؛ زِیرا در بعضِی از اوقات که من با اِیشان ملاقات داشتم، اِیشان از مسائلِی صحبت بهمِیان مِیآوردند که من آن مطالب را با احدِی در مِیان نگذاشته بودم و فقط خودم از آنها خبر داشتم.
و پس از آن رو کردند به ما و فرمودند:
همانطور که والد شما کتابِی در احوالات استاد عرفانِی خود حضرت حدّاد به رشتۀ تحرِیر درآورد، بر شما لازم است که مانند آن کتاب (روح مجرّد) براِی پدر خود تألِیف نماِیِید، و اِین وظِیفۀ شما است.
و نِیز فرمودند:
من وقتِی اِین کتاب (روح مجرّد) به دستم رسِید، همِیشه آن را با خود داشتم حتِّی در سفرها، تا اِینکه آن را تمام کردم.
حال بنگرِید شخصِیّتِی را که اِیشان با اِین عظمت و تجلِیل از او ِیاد مِیکنند و از اِیشان به فردِی تعبِیر مِیکنند که فقه اصطلاحِی را با فقه الله الأکبر در هم آمِیخته است، برخِی از اِین کوتهفکران و تنگنظران او را از جملۀ عرفاء کاذبِین و دروغگوِیان در کتابشان مطرح مِینماِیند!!![١]
فرماِیشات و دِیدگاه علماء عظام و مراجع تقلِید نسبت به شخصِیّت علمِی و عرفانِی علاّمه طهرانِی
اِینجانب نه فرصت و نه حال آن را دارم که به اراجِیفِی که در اِین کتاب نوشته شده است بپردازم و به آن پاسخ گوِیم؛ زِیرا اِین مطالب در واقع شأنِیّت توجّه و پاسخگوِیِی را ندارد، و چرا ما باِید وقت و فرصت خود را صرف پاسخ به اِین خزعبلات بکنِیم. ولِی نمونهاِی از کِیفِیّت سخن و اعتقاد بزرگان نسبت به اِین شخصِیّت علمِی و عرفانِی و استادش را به عرض مِیرسانم و قضاوت را بر عهدۀ خوانندگان مِیسپارم؛ تا روشن شود چه کسِی کاذب و بهتانآفرِین است.
[١]. تزکِیة النّفس، سِیّد کاظم حائرِی، فصل «العرفاء الکاذبِین و العرفاء الحقِیقِیِّین».