افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٧٥ - عدم دخل و تصرّف وجود ظلِّی رسول خدا در افاضۀ وحِی از مبدأ فِیّاض بر آِینۀ نفس الهِی خود
از مبدأ فِیّاض به او افاضه مِیشود. پس وجود ظلِّی حکم آِینه را دارد که صورت و شماِیل مقابل در او رؤِیت مِیگردد و آِینه نقش دِیگرِی در صورتبندِی و شکلگِیرِی صورت ندارد، و اگر داشته باشد دِیگر آِینه نِیست. هنر و افتخار رسول خدا همِین است که آِینۀ او دخل و تصرّفِی در صورت نمِیکند و آن را به دلخواه خود کج و راست نمِینماِید و مطابق با سلِیقۀ خود از کم و کِیف او نمِیکاهد و بر آن نمِیافزاِید؛ دقِیقاً همانطور که صورت رائِی به خود او عارض است، بر آِینه عارض مِیشود بدون کم و کاست، و تطابق صورت مرئِیّ در آِینه با صورت رائِی صددرصد خواهد بود.
امّا اِین مسئله در آِینههاِی نفوس ما طور دِیگر است؛ آِینههاِی ما در صورتها دخل و تصرّف مِیکنند و بهواسطۀ کدورت و زنگارِی که چهرۀ آنها را فرا گرفته است، صورت را مشوّه و تارِیک نشان مِیدهند، و بهواسطۀ عدم پرداخت و صِیقلِیشدن بسِیارِی از نقاط صورت و چهره را منعکس نمِیکنند، و به جهت تموّجِی که بر چهره دارند صورت را به ِیمِین و ِیسار مِیکشانند و بر کمّ و کِیف آن مِیافزاِیند و ِیا از آن مِیکاهند. و کسِی که چنِین صورتِی در آِینۀ نفس ما ببِیند قطعاً صورت واقع را ندِیده است، بلکه صورتِی دِیده که با اغراض نفسانِی درهم آمِیخته است و بر حسب مصالح شخصِی و شئون اجتماعِی، کم و زِیاد شده است. و به عبارت دِیگر: در انتقال صورت از مبدأ به بِیننده خِیانت ورزِیده است. و اِینجاست که انسان به اِین آِینهها دِیگر اعتمادِی ندارد و آنها را معِیار و مِیزان صحّت و انطباق صورت با واقع نمِیداند، و از آنها روِی برمِیگرداند و به سراغ آِینههاِی شفاف و صاف و صِیقلِی مِیرود.
رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم چون آِینهاِی است که غِیر از صورت حقِیقِی و واقعِی و انطباق صددرصدِی با مبدأ، صورت چِیز دِیگرِی را نمِینماِید و از خود بر آن نمِیافزاِید و مطابق با فرهنگ و عادات و رسوم قوم و منطقۀ خود، آن را تغِیِیر و تبدِیل نمِیدهد بلکه عِیناً آن را پذِیرفته و به جامعه عرضه مِیدارد. و به همِین جهت است که خداِی متعال از مِیان جمِیع افراد بشر، او را براِی چنِین رسالتِی مهِیّا و مستعد مِیبِیند و مسئولِیّت رسالت را بر دوش او مِیگذارد.