افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٣ - اراده نمودن نبِیّ خدا و ولِیّ الهِی در طول ارادۀ حق تعالِی در اِیجاد ِیک معجزه
|
روا باشد أنا الحق از درختِی |
چرا نبوَد روا از نِیک
بختِی؟ |
|
|
هر آن
کس را که اندر دل شکِی نِیست |
ِیقِین داند که
هستِی جز ِیکِی نِیست |
|
|
أنانِیّت بود حق را
سزاوار |
که هو
غِیب است، و غاِیب وهم و پندار |
|
|
جناب حضرت حق را
دوِیِی نِیست |
در آن
حضرت من و ما و توِیِی نِیست |
|
|
من و ما و تو و او هست
ِیک چِیز |
که در وحدت نباشد هِیچ
تمِیِیز |
|
|
هر آن کس
خالِی از خود چون خلأ شد |
أنا الحق اندر او صوت و صدا شد |
|
|
شود با وجه باقِی
غِیر هالک |
ِیکِی گردد سلوک و
سِیر و سالک |
|
|
حلول و اتّحاد اِینجا
محال است |
که در
وحدت دوِیِی عِین ضلال است |
|
|
حلول و اتّحاد از غِیر
خِیزد |
ولِی وحدت همه از
سِیر خِیزد[١] |
اراده نمودن نبِیّ خدا و ولِیّ الهِی در طول ارادۀ حق تعالِیٰ در اِیجاد ِیک معجزه
معجزۀ انبِیا و کرامت اولِیا همگِی در اِین قاعده و قانون توجِیه مِیپذِیرد. در اِینجا فاعل و پدِیدآورندۀ خارق عادت ِیکِی است و آن ذات اقدس حق است و بس، و غِیرِی در اِین حادثه وجود ندارد، الاّ اِینکه اراده و مشِیّت او از نفس نبِی و ولِیّ بروز و ظهور پِیدا مِیکند و ما گمان مِیکنِیم که اِین حادثه جداِی از ارادۀ واحدِ حِیِّ قِیّوم صورت پذِیرفته است، و ِیا بالعکس، بسِیارِی را گمان بر آن است که در اِینجا نبِی و ولِی هِیچ کاره هستند و حادثهاِی توسّط آنان صورت نمِیپذِیرد، بلکه آنان صرفاً از خداِی متعال درخواست مِیکنند و خداوند دعاِی آنان را اجابت مِیکند، البتّه از آنجاِیِی که خود آنان داراِی قرب و صفاِی باطنِی مِیباشند تقاضا و درخواست آنان زودتر از دعا و تقاضاِی ما به منصّۀ اجابت مِیرسد؛ درحالِیکه هر دوِی اِین تفکّر و برداشت غلط است و باطل، که ناشِی از عدم فهم صحِیح و تدبّر و تأمّل در مسئلۀ توحِید افعالِی شده است.
در آِیه شرِیفه خطاب به حضرت عِیسِی علِیهالسّلام مِیفرماِید:
[١]. گلشن راز.