افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٧٨ - توحِید افعالِی در آِیات قرآن
الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى).[١]
و در جاِی دِیگر مِیفرماِید:
(قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ).[٢]
و باز در جاِی دِیگر فاعلِیّت مِیراندن را به همۀ ملائکۀ موکّل بر اِین مسئله نسبت مِیدهد:
(الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ).[٣]
پر واضح است که فعل إماته و مِیراندن تعدّد برنمِیدارد و ِیک فعل واحد است، و طبق آِیات شرِیفه فاعلِیّت حقِیقِی ِیا باِید به خدا نسبت داده شود و به دِیگران مجازاً، و ِیا به حضرت عزرائِیل و به دو طرف دِیگر مجازاً، و ِیا به ملائکه نسبت داده شود و به عزرائِیل و خداِی متعال مجازاً. و اگر قرار باشد از اِین سه دسته ِیکِی لاِیق انتساب حقِیقِی باشد و دِیگران مجازاً، آن فرد کسِی جز خداِی متعال نخواهد بود؛ درحالِیکه مسئلۀ إماتۀ حضرت عزرائِیل و ملائکه تحت فرمان او براِی همۀ ادِیان الهِی از روز روشنتر است. خب علاج اِین مشکل را در کجا باِید جست؟ و جز پذِیرفتن مبانِی مکتب توحِید راه و چارۀ دِیگرِی براِی ما باقِی مِیماند؟ و آِیا کتاب الهِی براِی تبِیِین و
[١]. سوره زمر (٣٩) آِیه ٤٢. معاد شناسِی، ج ١، ص ١٥٧:
«خداست که جانها را مِیگِیرد در وقت مرگ آنها، و نِیز آن جانهاِیِی را که در خواب رفته و مرگ آنها نرسِیده است. پس آن جانهاِیِی را که حکم مرگ را بر آنها جارِی کرده، در نزد خود نگاه مِیدارد و دِیگر به بدن باز نمِیگرداند؛ ولِیکن آن جانهاِیِی که در خواب رفته و هنوز مرگشان نرسِیده است، آنها را رها نموده تا هنگام بِیدار شدن به بدن برگردند و تا أجَل مسمِّی و زمان معِیّن در بدن باقِی باشند.»
[٢]. سوره سجده (٣٢) آِیه ١١. الله شناسِی، ج ٣، ص ١٤٠:
«بگو اِی پِیغمبر! شما را قبض روح مِیکند آن فرشتۀ مرگِی که بر شما گماشته شده است.»
[٣]. سوره نحل (١٦) آِیه ٢٨. ترجمه:
«کسانِی که ملائکۀ الهِی اِیشان را قبض روح مِینماِیند، در حالِی اِیشان به نفس خود ظلم مِینماِیند.» (محقّق)