افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٧٦ - توحِید افعالِی در آِیات قرآن
مِیبخشد٭ و بهدرستِیکه خداست که پروردگار شِعرِی (ستاره) مِیباشد٭ و بهدرستِیکه خداست که قوم عاد را در زمانهاِی قدِیم به هلاکت رسانِید٭ و نِیز قوم ثمود را به دِیار نِیستِی فرستاد و اثرِی از آنان باقِی نگذارد٭ و نِیز قوم نوح را پِیش از آن هلاک نمود؛ بهدرستِیکه آنان ظالمتر و سرکشتر بودند.»
در اِین آِیات به طور وضوح خداوند مسئلۀ مرگ و زندگِی آدمِیان و هلاکت اقوام گذشته و کِیفِیّت تکوّن و پِیداِیش جنِین، و از همه آشکارتر، خندِیدن و گرِیه کردن بشر را فقط به خود نسبت مِیدهد؛ درحالِیکه شکِّی نِیست که تمامِی اِین امور داراِی اسباب و علل طبِیعِیّه و مادِیّه مِیباشند، چه در خلقت انسان و چه در هلاکت اقوام و چه در مرگ و زندگِی و چه در پدِیدۀ خنده و گرِیه.
کلام الهِی شوخِی نِیست و براساس حق و واقع فرو فرستاده شده است. حال باِید دِید که در تمامِی اِین پدِیدهها فاعل حقِیقِی در دو طرف اِین معادله چه کسِی مِیتواند باشد؟ آِیا دخالت ذات اقدس الهِی در وجود اِین حوادث، بهخصوص در مسئلۀ خندِیدن و گرِیه کردن، مانند فاعلِیّت بالتسبِیب است و فقط نقش خداِی متعال در اِین وقاِیع، نقش مهِیّا کردن و زمِینه و بستر را فراهم نمودن و ِیا به تعبِیرِی مانع را از سر راه برداشتن و همچون سلاطِین و حکّام امر و نهِی نمودن است؟ و در هلاکت اقوام گذشته، فاعل حقِیقِی همان صاعقه و باد و طوفان و زلزله و عوامل مادِّی است و خداِی متعال فقط دستوردهنده و آمر است؟
اگر چنِین است، پس اِین همه تأکِید بر انحصار فاعلِیّت در ذات خود چه معنا و مفهومِی خواهد داشت؟! خوب معلوم است که نطفهاِی که در رحم بسته مِیشود، خداوند متعال علل معدّۀ او را از اوّل پِیداِیش عالم خلقت بهوجود آورده، و دِیگر نِیازِی به اِین کِیفِیّت بِیان و تصرِیح نبود و همه اِین مطلب را مِیدانستند! و از همه عجِیبتر مسئلۀ خنده و گرِیه چه ربطِی به فاعلِیّت پروردگار دارد؟ آنها معلول امورِی عادِی و طبِیعِی بوده و کِِی و از کجا انسان مدخلِیّت ذات پروردگار را در اِین قضِیّه