افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٨ - علّت وجود سه صفت علم و حِیات و قدرت در تمام مخلوقات جاندار و بِیجان
برابر ذات پروردگار به سجده مِیافتد و او را کُرنش مِینماِید.)
و ما بحمدالله به اِین مرتبه از علم و ادراک با برهان فلسفِی و نِیز شهود قلبِی، هر دو دست ِیافتِیم، و اِین مرتبه از وجود علمِی و کشفِی اختصاص به ما دارد و تاکنون کسِی بدِین رتبه واصل نشده است؛ و تمامِی اِینها از فضل پروردگار و توفِیق نِیکوِی او مِیباشد.»
نکتۀ قابل توجّه در اِین بِیان مرحوم صدرالمتألّهِین ـقدّس سرّهـ، به لوازم و آثار لاِینفکّ از وجود برمِیگردد؛ ِیعنِی از آنجا که اصالت و حقِیقت با وجود بوده و ماهِیّات، صرفاً حدود تشخّص خارجِی وجود مِیباشند نه چِیز دِیگر، بنابراِین اگر بنا باشد لازمِی از لوازم و اثرِی از آثار را بر شِیء حمل کنِیم، لاجرم باِید آن را به وجود باز گردانِیم نه به ماهِیّت. و از آنجا که حقِیقت وجود و اصل و اساس آن بهصورت اطلاقِی و لاِیتناهِی در ذات بارِی تعالِی متعِیّن است، پس سه وصف علم و حِیات و قدرت با همِین برهان، اختصاص به ذات واجبالوجودِی دارد که عبارت از نفس و ذات خود وجود بالصّرافه است.
علّت وجود سه صفت علم و حِیات و قدرت در تمام مخلوقات جاندار و بِیجان
نتِیجهاِی که از مطلب فوق بهدست مِیآِید اِین است که: بنا بر مسلک حق و مؤِیّد به برهان، حقِیقت جعل و افاضه از مبدأ هستِی که همان وجود بسِیط و اطلاقِی است، به وجود برمِیگردد نه به ماهِیّت؛ ِیعنِی اراده و مشِیّت حق، بر حدگذاردن و مقِیّد نمودن همان وجود بالصّرافه است که از اِین فعل حق، به خلق و ابداع تعبِیر و تفسِیر مِیشود؛ و در نتِیجۀ همِین افاضه و اضافۀ اشراقِیّه است که ما تشخّص و تعِیّن وجود را در خارج مشاهده و لمس مِیکنِیم.
و بر اِین اساس، هر بروز و ظهور خارجِی و انکشاف اثرِی از آثار که از اِین وجودات مقِیّده در خارج ملاحظه مِیشود، به اصل وجود آن برمِیگردد نه به ماهِیّت آن، و از آنجا که اصل وجود داراِی سه وصف علم و حِیات و قدرت است طبعاً و لاجرم باِید اِین سه وصف، جزء لاِینفکّ همان موجود متعِیّن خارجِی باشد؛ چه به حسب ظاهرجاندار و چه بِیجان. و اِین حقِیقت، همان دقِیقه و لطِیفهاِی است که