افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٧٠ - روش و شِیوۀ صاحب مقاله در پِیوند زدن نقاط ضعِیف و مطرود با اهداف باطل خوِیش
و براِی حصول اِین نتِیجه، ابتدا از مقالۀ قبض و بسط شروع نموده است و آنگاه که آِیات صرِیحه قرآن را مخالف با اِیده و هدف شِیطانِی خوِیش مِیبِیند، به ورود خطا و بطلان در تصدِیر وحِی در نفس پِیامبر حکم مِینماِید و زمِینه را براِی تغِیِیر و تبدِیل احکام ضرورِیّه و بدِیهِیّۀ شرع مهِیّا مِیسازد، و از آنجا که در ارتباط با کلام معصومِین علِیهمالسّلام با حجِّیت و اتقان و عصمت فعل و قول و تقرِیر آنان مواجه مِیگردد و مِیبِیند که با وجود احادِیث و رواِیات وارده از اهلبِیت در تبِیِین احکام و مسائل شرعِیّه و عدم قدرت بر مقابله و ردّ آنها، نمِیتواند به اِین تحوِیل و تبدِیل دست ِیازد، به ِیکباره قول معصوم را از حجِّیت ساقط و آنان را همچو ساِیر افراد جاِیزالخطاء مِیشمرد!
ولِی اِین مسکِین از اِین نکته غفلت ورزِیده است که اسقاط کلام معصوم از حجِّیت مساوِی با حکم به جهل و ِیا فسق آنان ـنعوذباللهـ است؛ زِیرا امام علِیهالسّلام از آنجا که خود، کلام خوِیش را حجّت و معصوم مِیشمرد، اگر نسبت به اِین مسئله جاهل باشد که شقّ اوّل متحقّق، و اگر عالماً و عامداً باشد که شقّ دوّم ثابت خواهد شد.
روش و شِیوۀ صاحب مقاله در پِیوند زدن نقاط ضعِیف و مطرود با اهداف باطل خوِیش
نکتۀ قابل توجّه در طرز طرح مطالب اِیشان، پِیوند زدن هر نقطۀ ضعِیف و مطرود، با هدف و مقصد ازپِیشتعِیِینشده است. در سخنان اِیشان اِین مسئله به طور آشکار ثابت است که صاحب مقاله به دنبال رفع ابهام و حلّ مشکل و استفهام از مجهول نمِیباشد؛ بلکه با پِیگِیرِی مقصد باطل خود، جهت تثبِیت و اثبات آن از مدارک پوچ و منابع واهِی و مراجع غِیر معتبر بهره مِیگِیرد، و مدارک معتبر و افراد موجّه و موثّق علمِی طبِیعتاً در اِین داد و ستد جاِیگاهِی نخواهد داشت.
از باب نمونه، در کنار هم نهادن شخصِیّتِی مثل علاّمه طباطبائِی که فخر عالم اسلام است، با اشخاص بِیبضاعت و مفلسِی که از نظر وجاهت علمِی حتِّی در سطح اوساط از محصّلِین نِیز نمِیباشند، گواهِی بر اِین مطلب است.
و ِیا تمسّک به رواِیتِی از عاِیشه در کِیفِیّت سجدۀ رسول خدا و سرودن اشعار بر وزان آن از ِیک طرف، و رها ساختن دهها حدِیث و رواِیت از معصومِین علِیهمالسّلام و اسقاط حجِّیت کلام آنان از طرف دِیگر، گواه دِیگرِی است بر مدّعاِی حقِیر.