افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦١٦ - اطلاق وجود بر مصادِیقش به نحو اشتراک معنوِی است
و اِین همان ”وجهُ اللهِ الکرِیم“ است که فانِی نمِیشود و ابداً فانِی نخواهد گشت. و اوست ”اسمُ اللهِ العظِیمُ الأعظم“ و نور مُشرِق وِی بر هِیاکل ممکنات، که در نزد حکماء از آن تعبِیر مِیشود به ”نفَس رحمانِی“ و در نزد عرفاء به ”حقّ مخلوقٌ به“ و در نزد شرع به ”رحمتُهُ الّتِی وَسِعَت کلَّ شَِیء“ و به ”حقِیقت محمّدِیّه“ و به ”صادر اوّل“: ”أوّلَ ما خلَق اللهُ نورِی“.
و اوست جامع جمِیع عوالم، عالم جبروت و ملکوت و مُلک و ناسوت، و همۀ عقول مفارقه و مجرّده و مادِّیه، کلِّیه و جزئِیّه، عرْضِیّه و طولِیّه، و همچنِین همۀ نفوس کلِّیه و جزئِیّه، و ارواح و اجسام، و مُثُل عُلِیا و ارباب انواع، که در شرع از آن تعبِیر به مَلائکه و روح اعظم (که سِیّد ملائکه و ربّ النّوع آنهاست) مِیشود.
تمامِی اِین عوالم، شرف صدور ِیافته است از آن وجود مطلق و مبدأ أعلِی که فوق مالاِیتناهِی است بِمالاِیتناهِی از جهت قوّت و شدّت و عُدّت و مدّت. حق عزّ شأنه، آن صادر نخستِین را که جامع جمِیع کائنات و وجودهاِی ممکنات است اِیجاد فرمود. آن را به محض مشِیّت و ارادۀ خود در أزلُ الآزال تا أبدُ الآباد اِیجاد نمود.
(وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ)؛[١] ”و نِیست امر ما مگر ِیکِی، مانند ِیک چشمبرهم نهادن و ِیک مژهزدن.“
و تشبِیه به مژهزدن، از باب ضِیق و تنگِی کمربند الفاظ است، وگرنه حقِیقتْ دقِیقتر و رقِیقتر از آن است.
و اوست ”مَثَل أعلِی“ که به وجهِی از حکاِیت، حکاِیت مِیکند از آن ذات مقدّس حق که محتجب است به سرادق عظمت و جبروت و غِیب الغِیوب: ”ِیا من لاِیَعلَم ما هو إلّا هو.“
و آن عقل کلِّی ِیا صادر اوّل ـهرچه مِیخواهِی بگوـ ِیا حقِیقت محمّدِیّه، متّصل است به مبدأ خوِیش، بدون اندک انفصالِی.
[١]. آِیۀ ٥٠، از سورۀ (٥٤) القمر.