افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٩٢ - حکم برخِی فقِیهنماها به نجاست معتقدِین به وحدت وجود
و اگر معتقد به اِین اصل قوِیم و رکن متِین گردِیم، تمامِی مبانِی توحِید و قواعد عالم صنع به جاِی خود باقِی و دستنخورده از رِین و شِین، در صحّت و اتقان خود برقرار مِیباشند.
اعتقاد به وحدت وجود مساوِی است با اعتقاد به توحِید و علِّیت و وحدت در صانعِیّت و خالقِیّت، و عدم اعتقاد به آن مساوِی است با شرک و نفِی الوهِیّت و خالقِیّت و....
شِیعه در اثبات مبانِی حقّۀ خوِیش نِیازِی به کرنش و عتبهبوسِی علوم مادِّی و تجربِی ندارد؛ چنانچه امروزه بسِیارِی براِی طرح مبانِی و اعتقادات، خود را مجبور و ناگزِیر از به خدمت درآوردن دستاوردهاِی تکنِیک و تکنولوژِی مِیدانند، و بدون آن گوِیا متاعِی که ارزش عرضه به بازار معرفت و دِیانت را داشته باشد، در اختِیار ندارند. در مکتب شِیعه از قرآن که اصل و رِیشه و جامع همۀ معارف و حقاِیق است گرفته تا سخنان و کلمات پولادِین لواداران منهج مستقِیم و زمامداران مسِیر وفود به حرِیم الهِی حضرات معصومِین علِیهمالسّلام، همه چِیز موجود و مهِیّا است و براِی سالک راه خدا چارهاِی جز عتبهبوسِی و کرنش در آستان عرشبنِیان آن بزرگواران نمِیباشد؛ و هرکه از اِین طرِیق سر باز زند و به دنبال اهواء و آراء خود، طِیّ طرِیق نماند، عاقبتِی جز بوار و نِیستِی در انتظار او نخواهد بود.
حکم برخِی فقِیهنماها به نجاست معتقدِین به وحدت وجود
طُرفه اِینکه برخِی نهتنها آن را معارض و مقابل با مبانِی تشرِیع شمردهاند، بلکه حکم به نجاست معتقدِین و متمسّکِین بدان دادهاند، غافل از اِینکه با ابراز اِین فتاوِی، موقعِیّت علمِی و مِیزان معرفت خوِیش را بِیشتر براِی افراد و جامعه روکردهاند و فقدان بصِیرت و بِینش خود را در اِین مسائل فنِّی و تخصّصِی به وضوح اعلان نمودهاند.
ولِی تذکّر به اِین نکته را خالِی از لطف نمِیدانم، که حقِیر با تألِیف رسالهاِی فقهِیّه دربارۀ طهارت ذاتِی مطلق انسان، دِیگر هراس از تکفِیر و حکم به نجاست قائلِین به وحدت وجود از جانب اِین فقِیهان ندارم؛ زِیرا اِین تألِیف به اثبات رسانده است که انسان مطلقاً قابلِیّت نجاست ذاتِی را ندارد و از دائرۀ نجاسات خارج مِیباشد،