افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٨٤ - عدم ارتباط مسئلۀ وحدت وجود با اباطِیل صاحب مقاله
که متأسّفانه باِید گفت: هِیچکدام از اِین دو مطلب به اندازۀ سر سوزنِی ارتباط با اِین عقاِید خرافِی و تئورِیهاِی بِیپاِیهواساس ندارند، و در عجبم که چگونه بعضِی آسمان را به رِیسمان مِیدوزند تا از فرصت بهدست آمده، بِین اِین قضاِیا ربط منطقِی برقرار کنند، و ردّپاِیِی در مبانِی فلسفه و عرفان نسبت به اِین چرندِیّات دستوپا کنند!
امّا مسئلۀ وحدت وجود چه ارتباطِی با اِین مدّعا از طرف صاحب مقاله دارد؟! در اِین اصل، سخن از اِین است که مبدأ عالم هستِی و اصل همۀ مخلوقات در نظام آفرِینش، چه نظام مجرّدات و چه نظام عالم مادّه، همه به ِیک واقعِیّت و ِیک حقِیقت و ِیک ذات برمِیگردد و هرچه در عالم وجود تشخّص خارجِی و عِینِی پِیدا مِیکند، از محدوده و حِیطۀ آن ذات واجبالوجود خارج نمِیباشد؛ و هرچه خارج از وجود آن ذات تصوّر شود، ثانِی وجود محسوب شده و تعدّد در وجود موجب تحقّق ماهِیّت براِی آن خواهد شد و در نتِیجه، ذات واجب که ماهِیّت او همان إنِّیّت اوست، تبدِیل به حقِیقتِی داراِی حدّ و مرز و طبعاً محتاج به علّت خواهد شد و از مرتبۀ غناء و وجوب ذاتِی، به ممکن ذاتِی تنزّل و سقوط خواهد نمود. و از آنجا که عدّهاِی از غِیر مطّلعِین، کنه و لبّ اِین مسئله را ادراک و تعقّل نکردهاند، بر مسئلۀ وحدت وجود، شبهات و اِیرادهاِیِی وارد آوردهاند که از آن جمله همان شبهاتِی است که برخِی مِیگوِیند: «هنوز براِی آنها پاسخِی نِیافتهاند!»
اِین بنده به اِینگونه افراد توصِیه مِینماِیم بهجاِی مطالعه و پرداختن به اِینگونه کتابها، بهتر است خود مستقلاً به تحصِیل در اِین مباحث بپردازند و به مطالب بِیمحتواِی اِین و آن، گوش و دل مسپارند و خود به تحقِیق و سنجش آراء و انظار به دور از جنجال و هِیاهو و شاِیعات ـکه طرِیقۀ ضعفاء از متظاهرِین به علم و معرفت استـ اقدام نماِیند و اِینگونه به طور قطع سخن نگوِیند، و همِیشه جاِی خالِی براِی ورود محتملات باقِی گذارند. حقِیر حدود سِی سال است که با مباحث فلسفه و عرفان و وحدت وجود و امثال آن، سر و کار دارم و تاکنون چنِین خطورات و مهملاتِی از خاطرم نگذشته است و هِیچگاه سخن از اِین مقوله بر زبان نِیاوردهام. و نِیز از گوِیندۀ