افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٨٠ - شرط اوّل وجود قرِینه بر غرض متکلّم
«و بهتحقِیق که ما به ابراهِیم بصِیرت و تشخِیص صواب از خطا، پِیش از موسِی عناِیت کردِیم و به احوال او دانا و آگاه بودِیم* آنگاه که به عموِیش و قومش گفت: اِین بتها چِیست که آنها را مِیپرستِید و سر بر آستان آنها فرود آوردهاِید؟* در پاسخ گفتند: پدران ما چنِین مِیکردند*
ابراهِیم گفت: هم شما و هم پدرانتان همگِی در ضلالت و جهالت آشکارِی بودهاِید!* آنها گفتند: آِیا مطلب و راه حقِّی برگزِیدهاِی، ِیا سربهسر ما مِیگذارِی؟*
ابراهِیم گفت: بلکه پروردگار شما، خداِی آسمانها و زمِین است که آنها را خلقت فرمود. و من اِی گروه مخاطبِین، بر اِین مسئله شهادت مِیدهم* و پس از اِینکه از اِینجا دور شدِید بتهاِی شما را از بِین خواهم برد!*
پس ابراهِیم همۀ بتها را به غِیر از بت بزرگ، قطعهقطعه نمود، بلکه به خود آِیند و از راهِ رفته برگردند* مردم وقتِی چنِین دِیدند، گفتند: هر کسِی که چنِین جسارتِی ورزِیده است به خداِیان ما، از ستمکاران خواهد بود!* گفتند: شنِیدهاِیم جوانِی است که از خداِیان به بدِی ِیاد مِیکند* گفتند: او را در حضور مردم اِینجا بِیاورِید تا مردم دربارۀ او شهادت دهند* مردم گفتند: اِی ابراهِیم، آِیا تو اِین عمل را با خداِیان ما نمودِی؟*
ابراهِیم گفت: بنگرِید، بزرگ آنها اِین عمل را انجام داد! از آنها بپرسِید چرا اِین کار را کردهاند، اگر بتوانند سخن بگوِیند!*
پس به خود مراجعه کردند و در ضمِیر خود به خوِیش خطاب کردند و گفتند: شما از ستمکاران مِیباشِید* آنگاه سرهاِیشان را به زِیر انداختند و خطاب به ابراهِیم گفتند: تو مِیدانِی که اِین بتها سخن نمِیگوِیند!*
ابراهِیم آنگاه فرمود: آِیا به غِیر از خدا بتها را عبادت مِیکنِید؛ اشِیائِی که هِیچ نفع و صلاحِی و ِیا ضرر و فسادِی را براِی شما نمِیآورند؟!* اُف بر شما باد و بر آنچه جز خدا مِیپرستِید! آِیا ادراک و فهم نمِیکنِید؟»
در اِین آِیات، اِین نوع سخنگفتن که شِیوهاِی است لطِیف در اعتراف مخاطب به غرض و هدف گوِینده، کاملاً واضح است که مقصود گوِینده، در انداختن مخاطب