افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٧٣ - نقد استناد صاحب مقاله به سخن معتزله در مخلوق بودن قرآن
نقد استناد صاحب مقاله به سخن معتزله در مخلوق بودن قرآن
رابعاً: سخن در مخلوق بودن قرآن که از ناحِیۀ معتزله نقل شده است و آن را دلِیل بر عدم سبق قرآن پِیش از خلقت جسمانِی رسول خدا گرفتهاند،[١] جاِیگاه خود را بازمِیِیابد.
پِیش از اِین صحبت از اقسام حدوث و قِدَم بهمِیان آمد و موجودات ماسوِیالله به دو قسمت حادث زمانِی و حادث ذاتِی در عِین قدِیم زمانِی تقسِیم شدند، و گفته شد: هرچه از عالم مادّه پا به عرصه وجود گذارده است، خلقت آن در بستر زمان و مکان خواهد بود و بالنّتِیجه وجود آن متّصف به حادث زمانِی ِیعنِی در بستر زمان مِیباشد؛ و آنچه از حوادث که خلقتشان فراتر از زمان و مکان مِیباشد ِیعنِی زمان و مکان هِیچ نقشِی در تکوّن آنها ندارد، مانند حقاِیق عالم مثال و ملکوت و بالاتر از آن، متّصف به حادث ذاتِی و قدِیم زمانِی مِیباشند.
بنابراِین سخن معتزله در مخلوق بودن قرآن، نه به معناِی پِیداِیش آن پس از بعثت رسول خدا و در طول بِیست و سه سال مدّت رسالت آن حضرت است، بلکه به معناِی حدوث ذاتِی قرآن در مقابل قدِیم ذاتِی است که مختص به خداِی متعال مِیباشد؛ و در اِین قسمت نِیز کلام معتزله براِی اِیشان مفهوم نشده است.
نتِیجه و چکِیدۀ کلام در بحث اخِیر اِین است که: وحِی و قرآن در علم ربوبِی در لوح محفوظ به طور ثابت و مستقر در عالمِی فراتر از زمان و مکان متمکّن بوده است، و نفس رسول خدا بهواسطۀ ارتقاء خود به آن مرتبه و منزلت، از تمامِی اجزاء و جزئِیّات آن آگاه و مطّلع گردِیده است، ولِی تنزِیل تدرِیجِی آن در طول بِیست و سه سال توسّط جبرائِیل امِین بر نفس آن حضرت حاصل گردِیده و مردم در طول اِین مدّت کمکم از مضمون آن آگاه شدهاند؛ و اِین تنزِیل تدرِیجِی موجب آن نمِیشود که بگوِیِیم: خداوند از آنجا که داراِی ارادههاِی متعدّد نِیست، پس ناگزِیر باِید خود رسول خدا دست به کار شده و اِین آِیات را از پِیشِ خود ترکِیب و مونتاژ نموده باشد.
[١]. مقالۀ نو معتزلِی هستم، ذِیل سؤال سوّم.