افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٤٩ - نقد اشکال صاحب مقاله مبنِی بر ِیکنواخت نبودن بلاغت و شِیواِیِی آِیات قرآن
آن تجربه براِی امروز کفاِیت نمِیکند و دردِی از آلام بشر امروز را درمان نمِینماِید. و اگر با عقل ناقص خود، قباحت و وقاحت نتاِیج اِین تقسِیمبندِی را متوجّه شدِیم و از حکم به بطلان عبادات و انقضاء تارِیخ اعتبار آن شرم و حِیا نمودِیم، الزاماً و مجبوراً باِید اعتبار و اتقان ساِیر احکام را نِیز پذِیرا باشِیم و دربارۀ آِیات قرآن، همه را از ِیک منشأ بدانِیم و حکم به تفرقه و تجزِیه ندهِیم، گرچه آِیات از نقطهنظر ادب و بلاغت و ارتقاء مفاهِیم در سطوح مختلفِی باشند؛ زِیرا در احکام عقلِیّه استثناء و افتراق معنا و مفهومِی نخواهد داشت.
نقد اشکال صاحب مقاله مبنِی بر ِیکنواخت نبودن بلاغت و شِیواِیِی آِیات قرآن
و امّا اِینکه گفته مِیشود:
همۀ آِیات قرآن به ِیک نحو از بلاغت و شِیواِیِی و پرمحتواِیِی برخوردار نمِیباشند و چهبسا برخِی از سورهها و ِیا آِیات از نظر فصاحت و بلاغت با ساِیر کلمات رسول خدا تفاوتِی ندارند، چون سورۀ أبِیلهب.[١]
در پاسخ مِیگوِیِیم: مقصود پروردگار از نزول قرآن، تعلِیم بلاغت و فصاحت نِیست، بلکه اِیراد مفاهِیم و حقاِیقِی است که از نشئۀ ربوبِی سرچشمه مِیگِیرد؛ و در اِینگونه موارد، نزول اِین آِیات جنبۀ سمبولِیک دارد و ِیک مفهوم و حقِیقت عام و کلِّی، در قالب ِیک مصداق به جهت غرض کلِّی بِیان شده است.
از باب مثال، در قضِیّۀ جواز ازدواج با عروس پسرخوانده ـکه ِیکِی از سنّتهاِی بسِیار بسِیار شدِید و قبِیح زمان جاهلِیّت بود و شاِید بتوان گفت هِیچ سنّتِی قبِیحتر و منفورتر از اِین مسئله در بِین قباِیل آن زمان وجود نداشته استـ رسول خدا با نزول آِیات مربوط به جواز در مورد زِید[٢] که پسرخواندۀ او بود، به غرض اصلِی آن حکم که مربوط به تمامِی دنِیا تا روز قِیامت است و براِی تمامِی افراد بشر در هر نقطه از جهان است، جامه عمل پوشانِید؛ حال چه آن قضِیّه در مِیان اعراب باشد ِیا نباشد و پس از آن در برخِی از بلاد رخ نماِید.
نقد مثال خطابات به نساء النبِی
[١]. مقالۀ طوطِی و زنبور، مطلب چهارم.
[٢]. سوره أحزاب (٣٣) آِیات ٣٦ـ٤٠ .