افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥١٧ - تمثّل بعضِی ملائکه به صورت بدون بال و به شکل انسان
بِعِجْلٍ حَنِيذٍ * فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ * وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ).[١]
«فرستادگان و ملائکۀ ما به منزل ابراهِیم براِی بشارت دادن او به فرزند وارد شدند و بر آن حضرت سلام نمودند. ابراهِیم نِیز پاسخ آنان را با سلام اداء نمود. چندِی نگذشت که ابراهِیم براِی مِیهمانان خود از گوشت گوساله غذاِیِی آماده و بِیاورد* و زمانِی که دِید آنها به سوِی غذا دست دراز نمِیکنند و از غذا تناول نمِیکنند، در نفس خود از آنان ترسِید (زِیرا رسم بر اِین بوده است وقتِی که دشمن انسان به خانۀ او مِیرفت از غذاِی او نمِیخورد، و اِین علامت و نشانۀ خصومت با صاحبخانه تلقِّی مِیگردِید) آن فرشتگان گفتند: نترس! ما بشر نِیستِیم، ما ملائکۀ پروردگارِیم که به سوِی قوم لوط مأمورِیت ِیافتِیم* زن ابراهِیم که اِیستاده بود، خندهاِی کرد و ما او را بشارت به فرزندِی به نام اسحاق دادِیم که از پِی او ِیعقوب مِیآِید.»
در اِین آِیات نِیز تصرِیح شده که فرشتگان به صورت آدمِی و انسانِی عادِی به منزل ابراهِیم وارد شدند و حضرت ابراهِیم احساس نکرد که اِینان فرشتگان پروردگارند، و لذا ترس وجود او را فراگرفت، از آنجا که دِید اِین انسانها دست به سوِی غذا دراز نمِیکنند.
و همِین قضِیّه براِی حضرت لوط اتّفاق افتاد. قرآن مِیفرماِید:
(وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ)؛[٢]
«و زمانِی که فرستادگان ما بر حضرت لوط وارد شدند بسِیار ناراحت و اندوهناک شد و در تنگناِی ضِیافت از آنان قرار گرفت و گفت: امروز روز بسِیار سختِی بر من خواهد بود (فرشتگان به صورت مردانِی زِیباچهره آمده بودند و حضرت لوط بِیم آن داشت که از جانب قوم خود مورد آزار قرار گِیرند).»
[١]. سوره هود (١١) آِیات ٦٩ـ٧١.
[٢]. سوره هود (١١) آِیه ٧٧.