افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٠٤ - جاِیگاه حقِیقت وحِی در مراتب وجودِی نظام هستِی
است، همانطور که مرتبۀ مثال علّت وجود مرتبۀ جسم و مادّه است.
و بالاتر از اِین مرتبه، که مرتبۀ اسماء کلِّیه و صفات کلِّیۀ حق است، حتِّی همِین معانِی بدون صورت و حقاِیق بدون شکل نِیز وجود ندارند، بلکه در آن رتبه نور محض و بهاء محض و علم محض و قدرت محض است، که اِین اسماء و صفات همه لازمۀ ذات پروردگار و اثر لاِینفکّ از هوِیّت حق است؛ چنانچه خود ذات پروردگار حقِیقتِی متعالِی و أعلِی از اسم و رسم است و مقتضِی تجرّد تام و هوِیّتِی بدون صورت و حتِّی بدون معناِی جزئِی و محدود است، و همِین حقِیقت رقِیقه است که تمام حقاِیق مقِیّده و محدودۀ تعِیّنِی را در صرافت و بساطت خود هضم و حل نموده است بدون اِینکه نه خللِی بر بساطت او وارد آِید و نه قِید و حدِّی از آن تعِیّنات و تشخّصات برداشته شود. و اِین معناِی مقام جمع است که جنبۀ واحدِیّت را در دو حِیثِیّت اطلاق و تقِیّد محفوظ مِیدارد، و جمِیع تعِیّنات با حفظ حدود خود در آن مقام جمع وارد، و از آن مرتبه تُهِی نمِیباشند.
جاِیگاه حقِیقت وحِی در مراتب وجودِی نظام هستِی
پس از وضوح اِین مسئله، حقِیقت وحِی ـچنانچه مذکور شد[١]ـ مفهوم و جاِیگاه خود را در نظام هستِی باز مِیِیابد، و اِینکه در کدام مرتبه از اِین مراتب ذکر شده واقع است؛ آِیا وحِی به صورت مادّه و جسم در عالم خارج تجلِّی و ظهور مِیِیابد ِیا به صورت مثال و صورت بدون جسم و ِیا به صورت معنا و مفهوم بدون صورت و ِیا به نحو اسم کلِّی و ِیا صفت کلِّی که حقِیقت تجرّد تام و تعِیّن اطلاقِی و شمولِی است؟
با توجّه به توضِیحِی که داده شد، روشن مِیگردد که وحِی قطعاً نمِیتواند از قسم و مرتبه اسم کلِّی و صفت کلِّی و عام باشد؛ زِیرا اسماء کلِّیه و صفات نامتناهِی حضرت حق، محدود به معنا و مفهوم مقِیّد نِیستند بلکه حقِیقتِی والاتر و عالِیتر از حدود و قِیود مِیباشند، درحالِیکه وحِی واقعِیّتِی است محدود و مقِیّد و داراِی ابعاد
[١]. رجوع شود به ص ٢٧٢ـ٢٧٤.