افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٧١ - نقد پاسخ تناقضآمِیز صاحب مقاله در استناد به علم و اطّلاع باطن پِیامبر بر حقاِیق وحِیانِی
و ِیا مانند مرحوم علاّمه غروِی اصفهانِی در دِیوان اشعارش:
|
مفتقرا متاب روِی از در
او به هِیچ سوِی |
||||
|
زانکه مس وجود را فضّۀ
او طلا کند[١] |
||||
و ِیا در مقام رفع حجب دنِیوِی و کثرات و زدودن غبار أنانِیّت و إنِّیّت تا وصول به مرتبۀ شهود، مِیفرماِید: «تو خود حجاب خودِی حافظ از مِیان برخِیز»[٢]
در اِینگونه موارد اِیرادِی ندارد؛ زِیرا بِیان اِین حقاِیق در واقع، اخراج آن تصوّرات و ذهنِیّات در ضمِیر است که به اِین صورت ملِیح و شِیرِین از زبان شاعر صادر مِیشود، و چهبسا از نقطهنظر تأثِیر و جذّابِیّت مدلول، از جملات و کلمات عادِی برتر و ارجح باشد.
امّا ببِینِیم که آِیا در آِیات قرآن نِیز مِیتوانِیم اِینگونه تصوّر کنِیم و قرآن مجِید را همچو دِیوان شعرِی بپندارِیم که از تصوّرات و تصدِیقات نفس رسول خدا متولّد و زاِیِیده شده است و همچون شاعر که خود را مخاطب پند و اندرز و عتاب و لطف قرار مِیدهد و شعر را به خود متوجّه مِیگرداند، رسول خدا نِیز خود را مخاطب اِین معانِی و مفاهِیم وحِیانِی مِیشناسد، و چون آِیات:
(يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا)؛[٣] «اِی کسِی که بر خود عبا پِیچِیدهاِی * شب را جز اندکِی، به بِیدارِی و عبادت بهپاِی دار!»
و آِیۀ:
(يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنْذِرْ * وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ)؛[٤] «اِی کسِی که دثار بر خود افکندهاِی * برخِیز و پِیام انذار و بِیم از هلاکت و نِیستِی را به قوم خود ابلاغ نما * و پروردگارت را تکبِیر گو!»
[١]. دِیوان حاج شِیخ محمّدحسِین غروِی اصفهانِی، ص ٤٠.
[٢]. دِیوان حافظ، غزل ٢٦٥، مصرع آخر.
[٣]. سوره مزّمّل (٧٣) آِیه ١ و ٢.
[٤]. سوره مدّثّر (٧٤) آِیات ١ـ٣.