افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٦٠ - تحلِیل دلالت آِیۀ اوّل در اختصاص نزول وحِی به خواست خداوند
دانسته است[١] و پِیامبر را در اِین نزول دخِیل نمِیشمرد؟ و بِین اِین دو مطلب چگونه جمع مِیشود؟! پس اِینکه گفته شود: «جبرائِیل به اذن و اجازۀ پِیامبر نازل مِیشود» غلط است.
و اگر هم بخواهِیم کلام برخِی از بزرگان را بر صواب حمل نماِیِیم، مِیگوِیِیم که: مقصود اِیشان اِین است که پِیامبر از خداوند درخواست مِینمود و تقاضا مِیکرد، خداوند هم براساس دعا و تقاضاِی پِیامبرش جبرائِیل را روانه مِیساخت.[٢]
نقد پاسخ بعضِی فضلا مبنِی بر عدم نزول جبرائِیل به إذن پِیامبر
محل تأمّل است؛ زِیرا:
اوّلاً: اِینکه بعضِی فرمودهاند: «جبرائِیل را هم پِیامبر نازل مِیکرد» هم ظهور و هم واقعِیّت اِین مطلب اصلاً ربطِی به دعا و درخواست ندارد، اِین [دعا و درخواست] را هر کسِی مِیتواند انجام دهد و هر فردِی که نزد خدا مقرّب است، خداوند لطف و عناِیتش شامل او خواهد گردِید. اِین مسئله کجا و نزول جبرائِیل به اراده و إعمال رسول خدا کجا!
صحِیح نِیست انسان کلام بزرگان را به صرف عدم وصول به کنه و مراد جدِّی آنان، بر خلاف مراد آنان حمل نماِید؛ و در هرجا که با رأِی و عقِیدهاش منافِی بود، آن را به سمت و سوِی نظرِیّهاش تأوِیل کند! اِین توجِیه بمالاِیرضِیصاحبه مِیباشد. ِیا باِید آن را ردّ نموده و نقد کند، و ِیا باِید اعتراف نماِید به عدم فهم آن و اِینکه به مراد و مقصود او نرسِیده است.
و ثانِیاً: آِیاتِی که در ردّ نظرِیّۀ فوق ارائه شده است، در اثبات نقد ناتواناند.
تحلِیل دلالت آِیۀ اوّل در اختصاص نزول وحِی به خواست خداوند
آِیۀ اوّل:
(قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ
[١]. سوره مرِیم (١٩) آِیه ٦٤.
[٢]. پاسخ دوم آِیة الله شِیخ جعفر سبحانِی به سروش، ذِیل عنوان: «پِیامبر و انتظار وحِی».