افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٤٠ - مدّعاِی صاحب مقاله در دخالت شخصِیّت پِیامبر در کِیفِیّت نزول وحِی
و بر اِین اساس، به توجِیه نزول جبرائِیل امِین مِیپردازد و آن را نِیز از مراتب احاطه و سِیطرۀ نفسانِی و سعۀ وجودِی خود رسول خدا مِیداند و نتِیجهاِی را که بر اِین توجِیه مترتّب مِیکند اِین است:
تمام قرآن زاِیِیدۀ نفس رسول خداست و جبرائِیل از درون رسول خدا اِین معانِی و حقاِیق را بر نفس متعلّق به جسم و مادّه ظاهر و بارز مِیگرداند، و هِیچ آِیهاِی از آِیات نِیست که از اِین قاعده مستثنا باشد، الاّ اِینکه در بعضِی از مواقع رسول خدا داراِی حال انبساط و شعف و نشاط بوده است و طبعاً اتّصال و وحدت او با ملأ أعلِی بِیشتر بوده و جنبۀ بشرِی او در اِین موارد رو به نقصان مِینهاده و جنبه و حِیثِیّت ربّانِی او با اِین اتّصال و وحدت تقوِیت و فزونِی مِیِیافته است، که در اِینصورت لحن و مضمون و مفهوم و بلاغت آِیات نِیز کاملاً صورتِی متفاوت با موارد دِیگر به خود مِیگرفته است و جنبۀ ارتباط و تعلّق آنها به عالم قدس بِیشتر محسوس بوده است.
مثلاً آِیۀ: (أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ)[١] را مصداق چنِین حالت و شخصِیّتِی مِیِیابد.
و در برخِی از احوال، بهواسطۀ ورود خاطرات مملّه و واردات قلبِیّۀ کثرتِیّه و تبدّل حالات درونِی و ارتباط با مردم و نزاعها و تخاصمات، نفس آن حضرت خسته و مکدّر و ملول و بِیحوصله مِیگردِیده است و در چنِین حالتِی بهواسطۀ عدم اتّصال با مبدأ أعلِی و غلبۀ حِیثِیّت و جنبۀ بشرِی که همان تأثّر از تخِیّلات و توهمّات و ناراحتِیها و بِیحوصلگِیها است، طبعاً آِیه و کلامِی که از آن حضرت صادر مِیگشته است ـکه در واقع جبرائِیل باز آن را بدِین صورت بر نفس آن حضرت نازل و جارِی مِیساخته استـ رنگ و بوِی کلام عادِی و طبِیعِی بشرِی را مِیداده است.
در اِینجاست که ما دو نوع بلاغت و مرتبۀ مفهومِی در آِیات قرآن پِیدا مِیکنِیم؛ ِیکِی آِیات در مرتبهاِی بسِیار والا و عرشِی چون آِیهاِی که ذکر شده، و دِیگرِی
[١]. سوره حدِید (٥٧) آِیه ١٦.