افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٣٨ - استدلال بر عدم وجود خطا و اشتباه در قرآن
در واقع ـزِیرا ممکن است بشر در اِین کشف، به اشتباه رفته باشد و واقع امر چِیز دِیگرِی باشدـ پس چرا باِید به طور قطع و ِیقِین گفت: «چه اشکالِی دارد که برخِی از آِیات قرآن با کشفِیّات جدِید و علم روز در تعارض باشد؟!» و کفّه به نفع علم جدِید باِید بچرخد، و آِیات را باِید حمل بر مفاهِیم ابتداِیِی زمان نزول وحِی نمود و از معانِی انطباقِی و مفاهِیم حقِیقِی آن صرف نظر کرد؟!
استدلال بر عدم وجود خطا و اشتباه در قرآن
و اِینکه گفته شده است: «کجا در قرآن آمده است که خداوند همه چِیز را به پِیامبر آموخت؟» خُب مگر آنچه در قرآن آمده است آموزۀ خدا نِیست؟ پس چرا شما مِیگوِیِید: «اشتباه است»؟ اگر شما قبول مِیکنِید که آنچه در قرآن است صحِیح و صادق و منطبق با حقِیقت است ولِی تمام حقِیقت نِیست و بسِیار مواردِی وجود دارد که قرآن اسمِی از آن بهمِیان نِیاورده است، مِیگوِیِیم: بسِیار خوب، پس اِین مقدار قبول کردِید که آنچه هست صحِیح است ولِی تمام نِیست؛ در اِینصورت اِین کلام با کلام دِیگر شما که: «آِیات به مقتضاِی فهم بشر زمان وحِی آمده است، و چهبسا داراِی خطا و بطلان و عدم انطباق با واقع باشد!»[١] چنانچه در مورد (حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ)[٢] چنِین گفته شده است،[٣] متناقض است.
و اگر گفته شود که: «اِین آِیات داراِی خطا و نقص و بطلان مِیباشند»، پس در اِین صورت با ادّعاِی نزول اِین آِیات از ناحِیۀ پروردگار چه تناسبِی خواهد داشت؟!
در اِینجا مِیبِینِیم که اِین شخص به تخِیّلات پرداخته و با سرهم کردن سخنان و کلمات بِیسروته، از اِین شاخه به شاخهاِی دِیگر مِیرود و همچون تار عنکبوت در هر دور و حرکتِی، خود را درون آن حصار گرفتارتر مِینماِید.
[١]. مقالۀ کلام محمّد صلِّی الله علِیه و آله و سلّم، ذِیل پاسخ به سؤال سوّم.
[٢]. سوره الرّحمن (٥٥) آِیه ٧٢.
[٣]. مقالۀ بشر و بشِیر، مطلب چهارم.