افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٣٦ - انکار برخِی افراد نسبت به لزوم تدّبر و تفکّر در آِیات الهِی
علِیهمالسّلام اِین مطلب را به شِیعِیان تذکّر ندادند و بالعکس، همه را به قرائت و تلاوت و تدبّر و تأمّل در مفاهِیم و معانِی قرآن تشوِیق مِینمودند؟ آِیا اِین همه تأکِیدات دربارۀ تدبّر و تأمّل و تفکّر در قرآن از رسول خدا و ساِیر معصومِین علِیهمالسّلام فقط مربوط به کسانِی است که مخاطب به وحِی بودهاند، و ظنّ در ظواهر کتاب در حقّ آنان فقط حجّت مِیباشد و بس؟!
و اِین است عاقبت عدم تلاوت و قرائت و تدبّر در قرآن، که آدمِی را به اِینجا مِیرساند که حجِّیت آِیات را دربارۀ ساِیر اقوام پس از نزول وحِی، مورد شک و تردِید قرار مِیدهد و معجزۀ عالم بشرِیّت را از هستِی و حِیات ساقط مِیگرداند و آن را تبدِیل به اوراقِی که حاوِی داستان و پند و عبرت و برخِی از احکام، آن هم در حقّ مسلمِین صدر اسلام و بس، مِینماِید.
انکار برخِی افراد نسبت به لزوم تدّبر و تفکّر در آِیات الهِی
مرحوم والد ما ـرضوان الله علِیهـ مِیفرمودند:
در سالهاِیِی که در نجف اشرف به تحصِیل علوم و معارف اسلام اشتغال داشتِیم، روزِی با ِیکِی از بزرگان و علماِی معروف آنجا دربارۀ قرآن و لزوم تلاوت و تدبّر در مدالِیل آن صحبت شد، و آن فرد عالم صرِیحاً لزوم قرائت و تلاوت و تفکّر در آِیات را انکار مِیکرد و مِیگفت:
«چرا ما باِید وقت طلبهها را با قرائت در آِیات قرآن تلف کنِیم؟!! قرآن کتابِی است مشتمل بر برخِی از حکاِیات اقوام گذشته که دِیگر به درد اِین زمان نمِیخورد و تارِیخ مصرف آن گذشته است، و نِیز شامل بعضِی از نصائح و پند و اندرز است که بحمدالله طلاّب ما از اِین مطالب اطّلاع کافِی و وافِی دارند و دِیگر نِیازِی به اِین نصائح در خود نمِیبِینند، و نِیز شامل پارهاِی از احکام کلِّیه است که مبسوطتر و مفصّلتر و با توضِیح و تبِیِین بِیشترِی در رواِیات و احادِیث ما آمده است؛ دِیگر چه حاجتِی به اِین چند حکم کلِّی و مبهم دارِیم؟!
طلاّب ما باِید به فقه و اصول بپردازند، که آن اصل در تکلِیف است و خود را باِید به اِین دو فن مجهّز و خبِیر نماِیند تا احکام تکلِیفِیّۀ أنام را بتوانند