افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٩٥ - انواع دلالتهاِی لفظِی در تأدِیه و بِیان مقصود
شکِّی نِیست که بِیان ِیک واقعِیّت در قالب مجاز هِیچگاه به عنوان ِیک پدِیدۀ کذب و خلاف واقع مطرح نمِیشود؛ چنانچه دلالت مطابقِی ِیک جمله بر معلوم خارجِی در صورت مطابقت، دروغ و کذب نخواهد بود، دلالت ِیک مفهوم التزامِی بر مدلول خارجِی خود نِیز ابداً ارتباطِی به کذب ندارد.
انواع دلالتهاِی لفظِی در تأدِیه و بِیان مقصود
توضِیح مطلب اِینکه:
در عرف محاوره و تخاطب، تأدِیۀ مقصود و بِیان مطلوب به ِیکِی از سه کِیفِیّت مذکور در کتب بلاغت انجام مِیشود، که عبارت است از: مطابقت لغوِی، و تضمّن در ماهِیّت، و التزام در آثار و لوازم.
در اداء مقصود به نحو مطابقت، متکلّم درصدد افشاء ِیک معنا با الفاظ و کلماتِی است که صرِیحاً بر معناِی مقصود دلالت داشته باشد، و مخاطب براِی فهم و ادراک مقصود جز اطّلاع بر وضع لغوِی احتِیاج به امر دِیگرِی نداشته باشد؛ همچون قضاِیاِی متعارف روزمّره، مانند: برف مِیبارد و هوا سرد است. و در اِین قسم از سخن، صدق کلام به انطباق آن با واقع، و کذب کلام به عدم انطباق خواهد بود. در اِین قسم، نه متکلّم معنا و مفهومِی جز همان موضوعله لغوِی را قصد کرده، و نه مخاطب احتمالِی جز همان مفهوم لغوِی را براِی کلام حمل مِینماِید. و اگر متکلّم بخواهد خارج از اِین دِیالوگ و تقابل عرفِی، معناِی دِیگرِی را بر مخاطب تحمِیل نماِید قطعاً باِید قرِینه و شاهدِی را بر مغاِیرت صرِیح کلمات با موضوعله آنها ارائه نماِید تا مخاطب در اشتباه و وقوع در ضلالت دچار نگردد؛ و اگر از اِین دستور سرباز زد و بدون اِیراد قرِینه چنِین جملهاِی را بر غِیر معناِی لغوِی خود حمل نمود، از نظر عرف محکوم خواهد بود.
و امّا تأدِیۀ معنا در قالب تضمّن، باز به قسم اوّل ِیعنِی مطابقت برخواهد گشت، با اِین تفاوت که در اِین قسم، متکلّم به بخشِی از ماهِیّت مقصود در کلام خود توجّه دارد و به جهت اختصار ِیا امر دِیگر، دلِیلِی براِی اداء تمام ماهِیّت مقصود نمِیبِیند. مثلاً چشم انسان از دور به مکانِی مِیافتد که دود و بخار از آن ساطع است و مِیگوِید: