افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٤٩ - پاسخ به شبهۀ نقش شخصِیّت پِیامبر در تلقِّی و تبِیِین وحِی
|
همسرِی با انبِیا
برداشتند |
اولِیا را همچو خود
پنداشتند |
|
|
اِین ندانستند
اِیشان از عمِی |
هست فرقِی در مِیان
بِیمنتها[١] |
تو گوِیِی اصلاً هِیچ تعرِیف و تفسِیرِی، گرچه بسِیار بسِیار سطحِی و عادِی نسبت به وحِی، به مخِیّله آنان خطور نکرده است! و پِیامبر مانند ِیک مترجم با ابزار محدود و وسعت اطّلاعات معِیّن و توان برگردان محدود نسبت به اصل مِیماند، نه بِیشتر.
پاسخ به شبهۀ نقش شخصِیّت پِیامبر در تلقِّی و تبِیِین وحِی
در اِین تفسِیر، آن پدِیده به صورتِی مبهم و مجمل، بدون اِینکه لغت و کلامِی را بتوان معادل آن قرار داد، به ادراک ذهنِی پِیامبر درمِیآِید و پِیامبر بر حسب شراِیط وجودِی خودش به آن امر مبهم، لغت و کلام مِیبخشد و آن را براِی ساِیر افراد قابل فهم و معرفت مِینماِید. و البتّه باِید دِید که در چنِین حالِی، آِیا آن پِیامبر واجد شراِیط کافِی در مقام بِیان مراد هست ِیا نِیست؟ آِیا به تمامِی لغاتِ زبان قومِ خود اطّلاع دارد و موارد استعمال هر کدام را بهخوبِی مِیشناسد، ِیا مانند پِیامبر اسلام اصلاً درس و تعلِیمِی قبل از بعثت از او ثابت نشده است؟ پس چنِین پِیامبرِی که حتِّی از دانش متعارف و عادِی آن روز بِیبهره بوده است،[٢] چگونه مِیتواند آن معناِی مبهم را ـکه به قول اِین شخص: هِیچ صورت و تشخّصِی نداردـ به رشته تحرِیر و بِیان درآورد؟!
و آِیا بهتر نبود خداِی متعال اِین وحِی را به فرد دِیگرِی که اطّلاعاتِی وسِیعتر و معرفتِی افزونتر از پِیامبر نسبت به اوضاعِ لغات و شناخت معانِی مطابقِی و استعارات و مجازات و کناِیهها داشت بفرستد تا بتواند بهتر و سلِیستر و روشنتر مراد پروردگار را براِی مردم توضِیح دهد؟!
[١]. مثنوِی معنوِی، دفتر اوّل.
[٢]. آِیات و رواِیات متعدّدِی بر اِین مطلب دلالت دارند، از جمله:
سوره جمعه (٦٢) آِیه ٢: (هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)؛
سوره عنکبوت (٢٩) آِیه ٤٨: (وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ).