افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٤٥ - عدم ادراک صحِیح اشعار جناب مولانا رحمة الله علِیه
را همه مطِیع و منقادِ حکم و الزام خود مِیشمرِیم، و مخالفِین را در ورطۀ هلاکت و متوغّل در قعر جهنّم و نِیران مِیپندارِیم؛ درحالِیکه اصلاً و ابداً از چنِین حالاتِی خبر ندارِیم و از اِین مرتبه بهکلِّی برّانِی و عامِی هستِیم! ما کجا و اطّلاع از رموز و اسرار نجواِی پروردگار با بندگان خالصش کجا؟ هِیهات، هِیهات!
و به قول شمس تبرِیزِی:
|
من گنگ خواب دِیده و عالم تمام کر |
||||
|
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنِیدنش |
||||
حضرت شِیخ در اِینجا تصرِیح دارد که اِین مرتبه فقط اختصاص به پِیامبران ندارد، بلکه هر شخصِی مِیتواند بدِین حرِیم راه ِیابد و مستعّد نظر گردد. و اِینکه در ترجمه به اشتباه از اِین افراد به پِیامبران اشاره شده است،[١] ناتمام مِیباشد.
نقد بر سروش در استناد به اشعار مولوِی دربارۀ نقاشِی رومِیان و چِینِیان
عدم ادراک صحِیح اشعار جناب مولانا رحمة الله علِیه
و امّا تمثل به اشعار مولانا جلالالدِّین محمّد بلخِی ـقدس سرّه العزِیزـ نِیز مورد نظر و نِقاش است.
مولانا در دفتر اوّل مثنوِی در اِینباره چنِین فرموده است:
|
ور مثالِی خواهِی
از علم نهان |
قصهگو از رومِیان و
چِینِیان |
|
|
چِینِیان گفتند ما
نقّاشتر |
رومِیان گفتند ما را کرّ
و فرّ |
|
|
گفت سلطان امتحان خواهم در
اِین |
کز شماها کِیست در دعوا
گزِین |
|
|
اهل چِین و روم چون حاضر
شدند |
رومِیان در علم واقفتر
بُدند |
|
|
چِینِیان گفتند
ِیک خانه به ما |
خاص بسپارِید و ِیک
آنِ شما |
|
|
بود دو خانه مقابل در به در |
زان ِیکِی
چِینِی ستد، رومِی دگر |
|
|
چِینِیان صد رنگ از
شه خواستند |
پس خزِینه باز کرد آن
ارجمند |
|
|
هر صباحِی از
خزِینه رنگها |
چِینِیان را راتبه
بود و عطا |
[١]. سفِیر حق و سفِیر وحِی، ص ٢٧، ذِیل ترجمۀ کلام محِیِیالدِین: «ِیعنِی بدون وقفه و اندِیشه و تأمّل و تفکّر، هر آنچه بر پِیامبر القاء گردد، القاءِ آن همان، و فهم و درک آن هم همان....»