افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٤٣ - شرح کلام جناب محِیِیالدِّین رحمة الله علِیه در حقِیقت تکلّم و وحِی
حقِیقت، معرفت و بصِیرتِی حاصل ننموده باشد، هِیچ اطّلاع و شناختِی از کلام الهِی و کِیفِیّت تکلّم پروردگار با خواصّ بندگان مخلَصش بهدست نخواهد آورد (حال هرکه مِیخواهد باشد).
و زمانِی که خداِی متعال با بندگانش بهواسطه و از حجاب صورِی تکلّم نماِید، خواه آن واسطه پِیامبرِی از پِیامبران ِیا هر فرد آگاه و مطّلعِی دِیگر باشد، اِین ادراک و شعور به همراه آن واسطه براِی انسان حاصل مِیشود، امّا با تأخِیر. و اِین است فرق بِین تکلّم بِیواسطه و تکلّم باواسطه و حجاب صورِی.»
شرح کلام جناب محِیِیالدِّین رحمة الله علِیه در حقِیقت تکلّم و وحِی
در اِین بِیان، جناب شِیخ اکبر تصرِیح دارند بر اِینکه مرتبۀ مدرکات بشر در حقاِیق عالم ربوبِی حتِّی از مرتبۀ وحِی اصطلاحِی که نزول صور و معارف بهواسطۀ ملائکۀ مقرّب است، بالاتر و عالِیتر و راقِیتر است؛ و اِین اختصاص به پِیامبران ندارد بلکه ساِیر از مخلصِین و صدِّیقِین و خواص از عبادالله الصّالحِین را دربرمِیگِیرد. و مرتبۀ نزول وحِی، پاِیِینتر از اِین مرتبۀ حضور و ادراک شهود ذات مِیباشد. و چنانچه خود آن حضرت فرمودند:
لِی مَعَ اللهِ وَقتٌ لاِیَسَعُهُ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ و لانبِیّ مُرسَل؛[١]
«من با خداِی خود در حضرتِی قرار دارم که در آن حضرت، نه ملکِی مِیتواند حضور ِیابد و نه پِیامبر مرسلِی بدِین مرتبه رسِیده است.»
و اِین مقام، همان مقام تجلِّی ذات است که مافوق مرتبۀ اسم و وصف و مقام مِیباشد. و اِین است همان مرتبۀ خلافةاللهِی که خداوند بهواسطۀ حِیازت انسان، ملائکه را مأمور به سجده بر آدم نمود، درحالِیکه سجده فقط اختصاص به ذات او دارد.
بنابراِین، ماحصل کلام محِیِیالدِّین اِین است که: اگر انسان بهواسطۀ عروج به مدارج کمال و فوز به وصولِ عالِیترِین مرتبۀ فعلِیّت بتواند در ذات خود و کنه مرتبۀ عقل و ضمِیر و سرّ خود با خداِی متعال به راز و نِیاز بپردازد ـچنانچه اِین نکته از
[١]. بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٣٦٠.