افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٢٨ - احوالات مِیرزا مهدِی اصفهانِی (ت)
نسبت مِیدهند که از آن حضرت نقل شده است: «طلبُ الهداِیةِ من غِیر طرِیقِنا اهلِالبِیتِ ِیُساوِق الشرکَ بالله»، صددرصد مخدوش و مردود مِیباشد. امام عصر ارواحنا فداه هِیچگاه افراد را به مخالفت با مکتبِی که خود و اجدادش پاِیهگذار و مؤسّس آن بودهاند که همانا معرفت توحِید و طرِیق وصول به لقاءالله، که معرفت ولاِیت امام علِیهالسّلام است، دعوت نمِیکند؛ و قطعاً اِین مکاشفه با موازِین علمِی و اعتقادِی تشِیّع در تعارض و تناقض مِیباشد، و از درجۀ اعتبار ساقط است.[١]
[١]. مرحوم والد ـرضوان الله علِیهـ در مطلع انوار، ج ٥، ص ١٥٢ـ١٥٧، راجع به مرحوم مِیرزا مهدِی اصفهانِی چنِین مِیفرماِیند:
«آقا مِیرزا مهدِی اصفهانِی از شاگردان مرحوم آقا مِیرزا محمّدحسِین نائِینِی است در فقه و اصول، و کمِی نزد آقا سِیّد احمد طهرانِی کربلائِی به سِیر و سلوک مشغول بوده و نِیز نزد مرحوم آقا سِیّد جمالالدِّین گلپاِیگانِی تردّد داشته است؛ ولِی در صحّت اِین راه دچار شکّ و تردِید سختِی مِیشود، و در روزِی در وادِیالسّلام مکاشفهاِی ـکه نتِیجۀ اِینگونه شکّ و تردِید استـ براِی او حاصل مِیشود و آن را دلِیلِی بر بطلان معرفت مِیگِیرد، و از آنجا به بعد سخت با عرفان و حکمت به ضدِّیت برمِیخِیزد و به مشهد مقدّس مِیآِید و اِینجا را محل تدرِیس قرار مِیدهد، و بر اِین اساس مکتبِی نوِین اِیجاد مِیکند.
مرحوم آقا سِیّد جمالالدِّین براِی حقِیر نقل کردند که: ”چند نفر از شاگردان ما دچار خطا و اشتباه شدند، و چون ظرفِیّت سلوک را نداشتند، ما به هرگونه بود آنها را روانۀ اِیران نمودِیم؛ از جمله آقا مِیرزا مهدِی اصفهانِی بود که مدّتِی با اصرار از ما دستور مِیگرفت، و از جملۀ دستورها اِین بود که نوافل خود را به نحو نماز جعفر طِیّار بخواند. او در وقتِی، چنِین حالِی پِیدا کرد که به هرجا نگاه مِیکرد سِیّد جمال مِیدِید، و ما هرچه خواستِیم به او بفهمانِیم اِین معناِی حقِیقت وجود نِیست بلکه ظهورِی است در ِیکِی از مَجالِی إمکانِیّه و چِیز مهمِّی نِیست، نشد؛ و اِین رؤِیت را دلِیل بر آن مِیگرفت که در عالم وجود حجّت خدا، سِیّد جمال است. و پس از خارج شدن از اِین حال، براِی او شکّ و تردِید پِیدا شد که آِیا اِین سِیر و سلوک، حق است و ِیا باطل؟ و روزِی که در وادِیالسّلام رفته بوده است در مکاشفهاِی مِیبِیند که حضرت بقِیّةالله ارواحنا فداه کاغذِی به او دادند و در پشت آن کاغذ به خطّ سبز نوشته است: «أنا الحُجّةُ ابنُ الحَسَن.»
خودش اِین مکاشفه را تعبِیر به بطلان سِیر و سلوک خود نموده، و از آنجا از عرفان و پِیمودن راه خدا زده مِیشود.“ &span class="no-content"&ï