افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٢٤ - نقد کلام «شاعران منبع الهام را درون و انبِیا برون مِیدانند»
فرق بِین الهام درون و الهام برون، عدم وحِی و ارتباط با خارج از نفس انسان، و وحِی و ارتباط با خارج از وجود آدمِی است.[١]
عرض مِیکنِیم:
اوّلاً: مِیزان حجِّیت ِیک قضِیّه و حکم به صدق و تصدِیق آن، منوط به انطباق آن قضِیّه با نفسالأمر و خارج است؛ خواه آن قضِیّه حاصل فکر و اندِیشه و نتِیجۀ بحث و فحص و تأمّل و تدبّر باشد، ِیا به نحو غِیر اختِیارِی و بدون ترتِیب مقدّمات و ضمّ کبرِیات به صغرِیات، به مقصود و غرض نائل شوِیم. ملاک در قبول و ِیا ردّ ِیک قضِیّه و حادثه فقط و فقط به تطبِیق آن با حقِیقتالأمر و واقع است. زِیرا مدار در حجِّیت و لزوم متابعت از ِیک مطلب، علم به صحّت و انطباق او با واقع مِیباشد، خواه آن قضِیّه، نتِیجۀ اکتساب فکر و عقل از قضاِیاِی بدِیهِیّه باشد و ِیا بدون تأمّل در نفس انسان ظهور و تجلِّی ِیابد، هر دو به ِیک مِیزان و ِیک اندازه از حجِّیت و ملزومات آن برخوردار مِیباشند؛ زِیرا حجِّیت علم، ذاتِی است، و ذاتِی ِیک شِیء با شِیء دِیگر موجب اختلاف در ماهِیّت نخواهد شد، گرچه آن اشِیاء با ِیکدِیگر تفاوت داشته باشند.
ثانِیاً: استناد الهام شاعر به درون نفس و استناد وحِی به منشائِی خارج از وجود شخص ـچنانچه گذشتـ صحِیح نمِیباشد؛ زِیرا علاوه بر آنکه ما به طور آشکار در مصادِیق مختلف و موارد گوناگون ـچه در قالب شعر و چه در ساِیر امورـ خلاف اِین مطلب را احساس مِیکنِیم و حادثۀ کشف را جدّاً خارج از حِیطۀ شعور نفس و مدرکات آن مِیبِینِیم، آن انکشاف حقِیقت چه در عالم رؤِیا و چه در مورد مکاشفات صادقه و حقِیقِیّه دربارۀ عرفاِی الهِی و اولِیاء بالله و چه در مورد کشفِیّات ارباب حِرَف، همه از ِیک واقعِیّت خارجِی نشئت گرفته و حکاِیت مِیکنند. و اِین نکته در تمامِی اِین موارد به وضوح نقش فرد را در پدِید آوردن اِین کشف منتفِی مِیسازد و آن را
[١]. رجوع شود به مقالۀ اندِیشههاِی عصر جاهلِی در آِیِینۀ ادبِیات پر آب و رنگ امروز، ذِیل نقد «پِیامبر آفرِیننده و تولِیدکنندۀ قرآن است».