افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٢٢ - عدم فرق بِین رؤِیاِی صادقۀ پِیامبران الهِی و ساِیر افراد
براِی راقم اِین سطور که نه خود را پِیامبر مِیداند و نه معصوم و نه متقرّب إلِیالله، بلکه فردِی عادِی و از فضاِیل عارِی، بارها اتّفاق افتاده است که در حلّ مسائل علمِی و مشکلات که درمانده شده است و هِیچ روزنهاِی براِی کشف معضلات در نفس و ضمِیر خود نِیافته و خود را کاملاً از حل و کشف آن معضله ناتوان و عاجز دِیده است، ِیکمرتبه جرقّهاِی به ذهن رسِیده و آن مسئلۀ عوِیصه و مشکل علمِی آنچنان حل و آشکار شده است که تو گوِیِی اصلاً چنِین مسئلهاِی به اِین شکل نبوده است! و چهبسا در بسِیارِی از مواقع، حلّ اِین مشکل در عالم رؤِیا صورت پذِیرفته است و اتّصال با مثال منفصل، موجب گشاِیش و انکشاف معضله بوده است. و اِین مطلب قطعاً براِی تمامِی افراد در سطوح مختلف در طول زندگِی به کرّات و مرّات اتّفاق افتاده است و مطلب عجِیب و غرِیبِی نمِیباشد.
عدم فرق بِین رؤِیاِی صادقۀ پِیامبران الهِی و ساِیر افراد
رؤِیاِیِی که انسان مشاهده مِیکند و در آن به برخِی از مسائل اشاراتِی مِیشود و انسان متوجّه بعضِی از مطالب مجهول و پنهان از نظر خوِیش مِیگردد، چه فرقِی با رؤِیاِی حضرت ابراهِیم در مورد ذبح فرزند دارد؟ مگر رؤِیاِی صادقه با رؤِیاِی حضرت ابراهِیم که آن هم صادقه و بهعنوان وحِی از ناحِیۀ پروردگار بود، متفاوت است؟ و چنِین است رؤِیاِی حضرت ِیوسف علِیهالسّلام که به پدرش عرضه داشت:
(إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ)؛[١]
«زمانِی که ِیوسف به پدرش عرض کرد: اِی پدر، من در خواب دِیدم که ِیازده ستاره و نِیز خورشِید و ماه در برابرم به سجده افتادند.»
با رؤِیاِی آن دو نفر که در زندان به او ملحق شدند و حضرت ِیوسف، رؤِیاِی آنان را تعبِیر فرمود، و شد آنچه که قرار بود بر اِیشان جارِی شود، چه فرقِی داشت؟ اگر رؤِیاِی حضرت ِیوسف صادق و از جانب فِیض إله بود، رؤِیاِی آن دو نفر نِیز صادق
[١]. سوره ِیوسف (١٢) آِیه ٤.