افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٢ - ملازمت جنبۀ الهِی و تجرّدِی و جنبۀ مادِی و ظلمانِی در وجود انسان
و براساس اِین نشئت و انتها، دو حِیثِیّت وجودِی در خلقت او لحاظ شده است: ِیکِی جنبۀ روحانِیّت و تجرّد ماهوِی آن، که همان ذات پروردگار و وجود مطلق است؛ و دوّم حِیثِیّت و جنبۀ ظلمانِی او، که تلبّس به لباس عالم مادّه و انغمار در کثرت و مظاهر عالم کثرت است.[١] و بدِین لحاظ در گذران عمر در عالم مادّه پِیوسته در دغدغه و تشوِیش درِیافت و آگاهِی بر حقِیقت و ذات خوِیش بسر مِیبرد:
از ِیک طرف بهواسطۀ تعلّق و ارتباطش با مبدأ أعلِی و وسائط و اسباب اِین ربط ـهمچون فطرت و قوّۀ عاقلهـ دائماً در نفس خود احساس نوعِی خلأ وجودِی و افتقار ماهوِی در رابطۀ با اِین پدِیده دارد و خود را مرهون کششها و جاذبهها و نفحات عالم قدس مِیبِیند و در اِین ادراک و شعور، حقِیقتِی را ماوراء اِین حوادث و قضاِیاِی روزمرّۀ مادِّی و دنِیوِی احساس مِیکند، گوِیا وجودِ حقِیقِی خود را متعلّق به عالم دِیگرِی مِیبِیند که چند روزِی در اِین عالم فانِی به عارِیتش آوردهاند، و از پِی مقصد و غاِیتِی در اِین دنِیا مأوِی دادهاند.
|
من ملک بودم و فردوس
برِین جاِیم بود |
||||
|
آدم آورد در اِین
دِیْر خراب آبادم[٢] |
||||
* * *
|
خنک آن روز که پرواز کنم تا
بر دوست |
||||
|
به هواِی سر کوِیش
پر و بالِی بزنم[٣] |
||||
و از طرف دِیگر بهواسطۀ هبوط و نزول در عالم مادّه و شهوات و غفلات و
[١]. جهت اطّلاع بِیشتر پِیرامون اِین دو جنبه و حِیث ارتباطِی حق با خلق، که از آن به «ِیلِیالحق و ِیلِیالخلق» تعبِیر مِیآورند، رجوع شود به شرح فصوص الحکم، قِیصرِی، مقدّمه، الفصل العاشر، ص ١٣٨؛ همان، فصُّ حکمة الهِیّة فِی کلمة آدمِیّة، ص ٤١٤؛ الفکوک، ص ٢٥١.
[٢]. دِیوان حافظ، غزل ٣٦٢.
[٣]. مثنوِی معنوِی، پاِیان دفتر چهارم.