افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٠١ - نمونههاِیِی از اشعار عرشبنِیان خواجه حافظ شِیرازِی علِیه الرّحمة
و اگر منظور اِین است که شعراِیِی که معانِی والا و مفاهِیم عالِی و راقِی را بهصورت نظم، به عرصۀ ظهور و بِیان درمِیآورند، اِینان مؤِیّد من عندالله و مُلهَم از جانب ملائکه و ارواح ملکوتِی مِیباشند؛ چنانچه جناب عارف واصل، خواجه حافظ شِیرازِی ـقدّس الله سرّهـ مِیفرماِید:
نمونههاِیِی از اشعار عرشبنِیان خواجه حافظ شِیرازِی علِیه الرّحمة
|
بلبل از فِیض گل آموخت سخن ور نه نبود |
||||
|
اِین همه قول و غزل، تعبِیه در منقارش[١] |
||||
و ِیا در جاِیِی دگر فرماِید:
|
ساقِی به نور باده بر افروز جام ما |
||||
|
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما |
||||
|
ما در پِیاله عکس رخ ِیار دِیدهاِیم |
||||
|
اِی بِیخبر ز لذّت شرب مدام ما |
||||
|
هرگز نمِیرد آنکه دلش زنده شد به عشق |
||||
|
ثبت است بر جرِیدۀ عالم، دوام ما[٢] |
||||
و ِیا در غزلِی دِیگر به بِیانِی دگر مِیفرماِید:
|
چو بشنوِی سخن اهل دل مگو که خطاست |
||||
|
سخن شناس نئِی جان من خطا اِینجاست |
||||
|
در اندرون منِ خستهدل ندانم کِیست |
||||
|
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست |
||||
|
نداِی عشق تو دِیشب در اندرون دادند |
||||
|
فضاِی سِینۀ حافظ هنوز پر ز صداست[٣] |
||||
[١]. دِیوان حافظ، غزل ٢٩٣.
[٢]. همان، غزل ٤.
[٣]. همان، غزل ١٩.