افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٩٣ - معناِی لغوِی شعر
بسِیارِی از شهرها، خود گواه نهاِیت انحطاط فکرِی و زِیر پا گذاشتن تمام ارزشها و اصول اخلاقِی بهشمار مِیرود. تبلِیغ و انتشار اعلانات و آگهِیهاِی همجنسگراِیِی در مجامع عمومِی شهرهاِی پِیشرفتۀ غرب و خِیابانها، گواه صادقِی بر فروپاشِی حکومت ارزش و اخلاق و فروغلطِیدن در عالم بهِیمِیّت و حِیوانِیّت است.
آرِی، اِین حِیوانات از کرۀ ماه به زمِین نِیامدهاند، بلکه محصول عصر شکوفاِیِی علم و تلألؤ دوران طلاِیِی رنسانس و راززداِیِی هستند؛ عصرِی که تمام ارزشهاِی معنوِی به مسلخ شهوات و بِیبندوبارِیهاِی جنسِی و حِیوانِی مِیروند، و آنچه که مِیماند فقط و فقط حِیوانِی است که مِیخواهد به آنچه آرزو مِیکند برسد، هرچه مِیخواهد باشد باشد.
در اخبار مِیخواندم در ِیکِی از شهرهاِی آلمان در ِیک استخر مردانه، طفلِی عراقِی در حال غرق شدن بوده است و با وجود حدود بِیش از صد نفر مرد شناگر در آنجا، فقط و فقط به دلِیل عرب بودن اِین طفل بِیگناه، تمام افراد حاضر در محِیط از نجات دادن او خوددارِی مِیکنند و همِینطور نگاه مِیکنند تا طفلِ معصوم در استخر غرق مِیشود و از دنِیا مِیرود! در اِینجا بهراستِی باِید بر اِین انسان راززدا آفرِین گفت و بدان افتخار نمود!!
از اِین مطلب درگذرِیم و به اصل مبحث بپردازِیم.
نقد مقاِیسۀ شعر شعراء با وحِی پِیامبران
معناِی لغوِی شعر
در اِین بخش از پاسخ، آقاِی سروش مسئلۀ وحِی را با شعر مقاِیسه نموده و صرِیحاً اعتراف مِیکند:
همچنانکه شاعر مطالب و مفاهِیم ذهنِی خود را از خود نمِیبِیند و نمِیداند، بلکه احساس مِیکند از جاِی دِیگرِی بر قلب او افاضه مِیشود؛ پِیامبر نِیز چنِین احساسِی را در مورد وحِی دارد، ولِی در ِیک افق وسِیعتر و عالِیتر.[١]
شعر در لغت به معناِی بِیان و اظهار ِیک معنا در قالب سجع و قافِیه است؛ و
[١]. مقالۀ کلام محمّد صلِّی الله علِیه و آله و سلّم.