افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٨١ - معناِی اختصاص وحِی به پِیامبران الهِی
و بِین رؤِیاِی امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام پس از مراجعت از جنگ صفِین در کربلا که تمام واقعۀ عاشورا را در خواب دِیدند،[١] چه تفاوتِی وجود دارد؟!
پس چرا نسبت به آنچه مربوط به رسول خدا است مِیگوِیِیم وحِی شده است، امّا نسبت به آنچه براِی ائمّۀ معصومِین علِیهمالسّلام است نمِیگوِیِیم وحِی شده است؟! و همِینطور نسبت به آنچه براِی اولِیاِی الهِی و عرفاِی بالله در مقام کشف حقاِیق و اسرار، حاصل مِیشود اسم وحِی را نمِیبرِیم، درحالِیکه مسئله از جهت حکم و موضوع، کمترِین تفاوت و فرقِی را در بِین مصادِیقش نمِیپذِیرد؟!
اِینکه در بعضِی از موارد، تعبِیر از ِیک واقعه با عنوان وحِی همراه نباشد آِیا موجب افتراق آن مورد با موارد مشابه که با عنوان وحِی مطرح شده است، مِیباشد؟! و آِیا در اِینصورت باِید آن را از دائرۀ وحِی خارج، و به حِیطۀ الهام وارد نمود؟! درحالِیکه هر دوِی آنها حکاِیت از ِیک حقِیقت واحده دارد.
معناِی اختصاص وحِی به پِیامبران الهِی
نکتۀ مهم: اِینکه گفته مِیشود وحِی اختصاص به پِیامبران دارد، مربوط به احکام شرعِیّه و مسائل حلال و حرام است. و امّا نسبت به ساِیر موارد، هِیچ اختصاصِی به انبِیا و پِیامبران نخواهد داشت؛ چنانچه اِین مطلب از آِیات قرآن به اثبات رسِید حتِّی نسبت به حِیوانات، اِین مسئله صادق است. و تحقّق اِین مطلب، براِی هر فرد نسبت به مِیزان تقرّب و تجرّد او به مبدأ أعلِی و مرتبۀ وجودِی او در إستناره از اسماء و صفات کلِّیه حضرت حق متفاوت است. و حقِیقت اِین مطلب در اولِیاِی الهِی که از مراتب نفس، بالکلِّیه عبور نمودهاند و با اندکاک در ذات حق و رفض جمِیع تعِیّنات ظلمانِیّه و نورانِیّه، خود را فانِی در ذات پروردگار نمودهاند و با رجوع به مقام کثرت، باقِی به بقاءِ بالله شدهاند و مصداق حدِیث قدسِی شرِیف: «عبدِی أطعنِی أجعَلک مثلِی؛[٢] اِی بندۀ من، مرا فقط پرستش نما تا تو را همانند خود گردانم» گشتهاند، به نحو اتمّ و اکمل
[١]. الإرشاد، ج ١، ص ٣٣٢.
[٢]. الجواهر السنِیّة، ص ٣٦١؛ مشارق أنوار الِیقِین، ص ١٠٤.