افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٧٩ - عدم فرق در اطلاق وحِی بر پِیامبر اکرم و بر حضرات معصومِین علِیهمالسّلام
در اِینجا حضرت ِیوسف صراحتاً مِیفرماِید: علم تأوِیل رؤِیا از احکام قطعِیّه و حتمِیّه و غِیر قابل تردِید و شکّ و حدس است، و اِین علم از طرف خداوند به او عناِیت و لطف شده است. و اِین عِین وحِی است، گرچه اسمِی از وحِی نِیامده است؛ زِیرا خطا و اشتباه و تغِیِیر در کشفِ باطن و تأوِیل رؤِیا براِی حضرت ِیوسف معنا ندارد و عِین واقع و حادثه را با چشم دل و بصِیرت قلب مشاهده مِیکند.
عدم فرق در اطلاق وحِی بر پِیامبر اکرم و بر حضرات معصومِین علِیهمالسّلام
حال، سخن اِین است که اگر چنِین حالتِی براِی فرد دِیگر، چه از ائمّه علِیهمالسّلام و ِیا از اولِیاِی الهِی، رخ دهد و آنها در تأوِیل رؤِیا به شکل قطعِی و حتمِی ـنه به طور حدس و تخمِین، چنانچه رسم و متداول شده است و هر کس براِی خود دکّانِی باز نموده و به تأوِیل و تعبِیر خواب پرداخته و هر رَطب و ِیابسِی را به هم بافته و تحوِیل خلقاللهِ بِیاطّلاع مِیدهد ـبه عناِیت الهِی، کشف اسرار و رموز مکاشفات و رؤِیا بنماِیند، چرا اسم اِین حال را ما وحِی نگذارِیم؟! چه فرقِی مِیکند بِین انکشاف حال براِی حضرت ِیعقوب و بِین انشاءِ اسرار رؤِیا براِی حضرت ِیوسف و بِین إخبار از حوادث آِینده براِی ائمّۀ معصومِین علِیهمالسّلام و بِین اِین مسائل براِی اولِیاِی خاصّ الهِی که کلامشان و سخنانشان از مرتبۀ خطا و لغزش، گذشته است و به مرحلۀ قطعِیّت و تنجّز و حتمِیّت رسِیده است.
و اِین مرتبۀ از کشف، چه فرقِی مِیکند با فرماِیشات رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم در إخبار از واقعۀ کشتهشدن خسرو پروِیز به دست فرزند او شِیروِیه، که به آن فرستادۀ از جانب حاکم ِیمن فرمودند:
جبرائِیل مرا خبر داده است که دِیشب، خسرو پروِیز توسّط فرزندش شِیروِیه به قتل رسِیده است![١]
و نِیز دربارۀ واقعۀ جنگ موته که در آن، جعفر طِیّار به شهادت رسِید و رسول خدا تمام آن واقعه را در مدِینه براِی اصحاب، موبهمو بازگو مِیکرد؛ گوِیا اِینک رسول
[١]. بحار الأنوار، ج ٢٠، ص ٣٧٧.