افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٦٧ - کلام مرحوم علاّمه سلطان محمّد گنابادِی در حقِیقت وحِی
است که در بعضِی از آِیات، به «قول» و در بعضِی دِیگر، به «امر» تعبِیر شده است.
کلام مرحوم علاّمه سلطان محمّد گنابادِی در حقِیقت وحِی
در تفسِیر بِیان السعادة، مرحوم علاّمه حاج سلطانمحمّد گنابادِی ـقدّس الله سرّهـ شبِیه به همِین بِیان، امّا قدرِی عمِیقتر و رقِیقتر مِیفرماِید:
الوحِیُ غلَب علِی إلقاء العلوم بواسطة المَلک أو بلا واسطة. و لمّا کانت العلومُ فِی المجرّدات عِینَ ذواتها غِیرَ منفکّة و لامتأخّرة عن ذواتها، کان وحِیُها عبارةً عن خلقتها علِی ذلک؛ و المرادُ بالأمر الحالُ و الشّغلُ.
ِیعنِی: أوحِیَ اللهُ فِی کلّ سماء أمرَ تلک السّماء إلِی أهلها؛ و لمِیقُل إلِی کلّ سماء، للإشارة إلِی أنّ المرادَ بالسّماوات المراتبُ، و أوحِی فِی کلّ مرتبة أمرَ تلک المرتبة و ماتحتاج إلِیه من تدبِیر أهلها و تدبِیر ما دونها، إلِی أهل تلک المرتبة من الملائکة.[١]
«وحِی، عبارت است از القاِی علوم بهواسطۀ ملائکه ِیا بدون واسطه؛ به جهت غلبۀ استعمال در اِین معنا. و از آنجا که علوم در اعِیان مجرّده، همان مرتبۀ وجودِی آنها است که نه از ذات آن شِیء مجرّد جدا و منفک مِیشود و نه از آن متأخِّر، بنابراِین، مقصود از وحِی بر آن اشِیاءِ مجرّده، همان مرتبۀ وجودِی آنها است، نه ِیک امر زائد دِیگر؛ و منظور از وحِی در آن مرتبه، موقعِیّت و امورِی است که مجرّدات به آن اشتغال دارند.
پس منظور از آِیه در وحِی الهِی به سماوات هفتگانه اِین است که: خداوند موقعِیّت و حال و تدبِیر آن عوالم را وحِی فرستاد به اهل و مخلوقات آن عالم. و اِینکه فرمود: ”ما وحِی فرستادِیم در هر آسمانِی“ و نفرمود: ما وحِی فرستادِیم به هر آسمانِی؛ براِی اِین است که بفهماند در آسمانها مراتب مختلفِی از عُلوّ و مقام، وجود دارد و همه در ِیک مرتبه نمِیباشند. و بدِین لحاظ، وحِی الهِی به موقعِیّتِ مرتبۀ خاص از عوالم ربوبِی برمِیگردد که برحسب آن موقعِیّت، امورِی که مربوط به آن مرتبه است و نِیز امورِی که به مرتبۀ پاِیِینتر از آن است باِید جامۀ عمل بپوشد، و ملائکه در تدبِیر آن اقدام و قِیام کنند.»
قابلِیّت اشِیاء مادِّی در قبول حقِیقت وحِی
[١]. تفسِیر بِیان السّعادة، ج ٤، ص ٣٣.