افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٦٣ - کِیفِیّت نزول وحِی الهِی بر اجسام زمِینِی و أجرام سماوِی
وَقَالَ الْإِنْسَانُ مَا لَهَا * يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا).[١]
«به نام خداوند بخشاِیندۀ مهربان* زمانِی فرا رسد که زمِین را زلزله آِید، چه زلزلهاِی!* و آنچه را در درون زمِین است بِیرون کند و آشکار نماِید* و انسان در اِین روز گوِید: چه شده است زمِین را که چنِین مِیکند؟!* در امروز زمِین خبرها و حوادث درون خود را بازگو مِینماِید* زِیرا که پروردگارت به زمِین وحِی نموده است (و زمِین بر طبق وحِی الهِی طبق برنامه و جرِیان مقرّر به پِیش مِیرود).»
در اِین آِیات، صراحتاً نزول وحِی را بر اجسام و اجرام سماوِی بِیان مِیکند، و شکِّی نِیست که تا قابلِیّت تلقِّی و ادراک وحِی نباشد نزول آن، لغو و عبث خواهد بود؛ پس چگونه ممکن است که صورت علمِی ِیک واقعِیّت بر ِیک جرم و جسم بِیجان نقش بندد و مورد خطاب تکلّم و القاِی معانِی از ناحِیۀ پروردگار گردد؟ مگر شرط ابتداِیِیِ ادراک سخن و حقاِیق صورِیّه، شعور نفس و علم به معانِی و مفاهِیم نِیست؟
پاسخ اِین است که حقِیقت وحِی در اِین آِیات و کِیفِیّت ظهور آن، مانند آِیات سورۀ نحل و تحقّق آن در زنبور عسل است؛ و هر دو مصداق، واجد ِیک حقِیقت، و مشترک در ِیک مقوله مِیباشند، گرچه ِیکِی از نوع حِیوان و داراِی اختِیار ظاهرِی و دِیگرِی از جنس جماد و بدون اختِیار ظاهرِی است.
در توضِیح آِیات زنبور عسل عرض شد که مسئلۀ وحِی داراِی ِیک حقِیقت و واقعِیّت ولِی با صورتهاِی مختلف و چهرههاِی گوناگون است. بر اِین اساس، روح وحِی و هوِیّت آن در همۀ موارد ِیکِی است، چه در جانداران و چه در غِیر آنان، و در جانداران چه حِیوان و چه انسان، و در انسان چه انبِیا و پِیامبران و چه غِیر آنها همچون مادر حضرت موسِی علِیهالسّلام.
[١]. سوره زلزلة (٩٩) آِیات ١ـ٥.