افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٤٢ - تفاوت کلمات و اشعار عرفاء بالله با ساِیر شعراء و بلغاء از لحاظ اوصاف ملکوتِی و الهامات الهِی
|
کجا ِیابم وصال چون تو شاهِی |
من بد نام رند لا
أُبالِی |
|
|
خدا داند که حافظ را غرض
چِیست |
و علمُ الله حَسبِی من
سؤالِی[١] |
و ِیا در جاِی دِیگر فرماِید:
|
به ملازمان سلطان که رساند
اِین ندا را؟ |
||||
|
که به شکر پادشاهِی ز
نظر مران گدا را |
||||
|
دل عالَمِی بسوزِی
چه عذار بر فروزِی |
||||
|
تو از
اِین چه سود دارِی که نمِیکنِی مدارا؟ |
||||
|
چه
قِیامت است جانا که به عاشقان نمودِی؟ |
||||
|
دل و جان فداِی
روِیت بنما عذار ما را[٢] |
||||
با آن کسِی که هِیچ چِیزِی از امام، جز غِیبت و مخفِی ماندن از أنظار نمِیداند و اصلاً و ابداً معرفتِی به کنه ولاِیت و سِیطره و إشراف بر نفوس و جوهرۀ عالم خلقت و حقِیقت همۀ حقاِیق و حبلُ الله الممدود بِینَه و بِینَ خلقه و وساطت فِیض حق و وسِیلۀ بروز و ظهور اسماء و صفات کلِّیۀ حق و... ندارد و در مقام شعر و شاعرِی ابِیاتِی را به هم مِیبافد و دلخوش از اِینکه در وصف امام علِیهالسّلام شعرِی سروده است، ِیکِی است؟!
و از اِین گذشته هر توهّم و تخِیّلِی، گرچه نامربوط و سخِیف که در قالب اوزان بِیوزن و لاطائلات مهمل درآِید، با حقِیقت وحِی و اتّصال به عالم غِیب فرقِی ندارد؟!
عجبا ما به کجا مِیروِیم؟! و چه برداشتِی از شرع و شرِیعت و شرِیعتمدار داشتهاِیم؟! کسانِی که بدون اطّلاع از شهود معارف وحِیانِی و علوم حضورِی سبحانِی و کشف سبحات جمال و جلال ربّانِی، پا به حرِیم قاطنِین عالم انس و خلوتگزِیدگان کعبۀ محبوب نهادهاند و قلم در مقام و منزلت و جاِیگاه رفِیع و به دور از مخِیّلۀ ما
[١]. دِیوان حافظ، غزل ٤٦٣.
[٢]. همان، غزل ١٢.