افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٤١ - تفاوت کلمات و اشعار عرفاء بالله با ساِیر شعراء و بلغاء از لحاظ اوصاف ملکوتِی و الهامات الهِی
مرتبۀ علِیا دعوت نموده است، و خود او متعهّد بر رساندن و اِیصال نفوس به اِین مرتبه شده است.
آرِی، اِین شعراء چون: خواجه حافظ شِیرازِی، مولانا جلالالدِّین محمّد بلخِی، ملاّ محمّد شمس مغربِی، ابنفارض مصرِی و...، با ساِیر افراد و شعراء که هِیچ بوِیِی از انفاس و نفحات عالم قدس به مشامشان نرسِیده است و صرفاً به تنظِیم سجع و قافِیه و مونتاژ مطالب مأخوذه از آثار دِیگران پرداختهاند، تفاوت جوهرِی و ماهوِی دارند.
آرِی، آن عارفِی که حقِیقت وجود خود را فانِی در وجود صاحب ولاِیت نموده است و به کنه معانِی و حقاِیق فقرات مناجات مولا امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام رسِیده است و هِیچ خواست و ارادهاِی در وجود خود جز اراده و مشِیّت صاحب ولاِیت کلِّیۀ الهِیّه، حضرت حجة بنالحسن ارواحنا لتراب مقدمهالفداء باقِی نگذارده است و نفس و سرّ او با نفس و سرّ مولاِی خود معِیّت ابدِی بلکه اتّحاد و وحدت پِیدا نموده است و عاشقانه و والهانه در وصف مولاِیش مِیسراِید:
|
سلامُ الله ما کَرَّ
اللِّیالِی |
و جاوَبَتِ المثانِی و
المثالِی |
|
|
علِی وادِی الأراک
و من علِیها |
و دارٍ باللّوِی فوقَ الرَّمال |
|
|
دعاگوِی غرِیبان
جهانم |
و أدعو بالتّواتر و
التّوالِی |
|
|
به هر منزل که رو آرد خدا را |
نگه دارش به لطف لا
ِیزالِی |
|
|
منال اِی دل که در
زنجِیر زلفش |
همه جمعِیّت است آشفته
حالِی |
|
|
ز خطّت صد جمال دِیگر
افروز |
که عمرت باد صد سال
جلالِی |
|
|
تو
مِیباِید که باشِی ور نه سهل است |
زِیان ماِیۀ
جاهِی و مالِی |
|
|
بر آن نقّاش قدرت آفرِین
باد |
که گِرد مَه کشد خطّ
هلالِی |
|
|
فحبُّک راحتِی فِی
کلّ حِینٍ |
و ذکرُک مونسِی فِی
کلِّ حال |
|
|
سوِیداِی دل من تا
قِیامت |
مباد از سوز سوداِی تو
خالِی |