افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٣٩ - تفاوت انبِیا و اولِیاِی الهِی با ساِیر انسانها در شناخت اسرار توحِید و ادراک حقاِیق وحِیانِی
انزال کتب و ارسال رسل دارِیم، آنها هم همان را دارند منتها با ِیک نورانِیّت بِیشتر، و نه بِیش از آن؛ و اِین صددرصد غلط است!
ادراک نفس آدمِی از قضاِیا و حقاِیق وجود، به مِیزان رشد و تجرّد همان مرتبه از مراتب نفس است، نه بِیشتر. و اِین واقعِیّت به مطالعه و تحصِیل براِی انسان حاصل نمِیشود؛ زهِی خِیال باطل که انسان تصوّر کند با قرائت چند صفحه و بحث و تحقِیق در اوراقِی چند، مِیتواند به کنه اسرار و رموز مراتب تقدِیر و مشِیّت دسترسِی پِیدا کند!
|
علم و فضلِی که به چل
سال دلم جمع آورد |
||||
|
ترسم آن نرگس مستانه به
ِیغما ببرد |
||||
|
سحر با معجزه پهلو نزند دل
خوش دار |
||||
|
سامرِی کِیست که
دست از ِید بِیضا ببرد؟![١] |
||||
تصوّر ما بر اِین است که دِیدگاه ما و اولِیا از ذات بارِی ِیکِی است و از بروز و ظهور اسماء و صفات حق ِیکسان است، و آنچه را که ما در رابطه با خداِی خود به مقتضاِی فهم و شعور و سعۀ وجودِی احساس مِیکنِیم، همان را اولِیاِی الهِی ادراک مِیکنند!
بنابراِین نزول وحِی بر قلب انبِیاِی الهِی همانند خطور ِیک خاطره بر ذهن ما و عبور ِیک تصوّر در نفس ما نِیست، هرچند آن خطور و تصوّر، صحِیح و مطابق با واقع باشد؛ زِیرا در مسئلۀ وحِی، ادراک شهودِی ِیک واقعه و ِیا ِیک حقِیقت عرفانِی و معنوِی مطرح است و اِین ادراک، جز با صعود و ارتقاءِ نفس به مصدر وحِی و منشأ تصدِیر، محقّق نمِیشود، گرچه ـهمانطور که ذکر شدـ مراتب وحِی نسبت به سعه و ظرفِیّت هر فرد متفاوت است، و اِین نه به معناِی غلط و باطل و خطا بودن مرتبۀ مادون است، زِیرا در مشاهدۀ حقاِیق وحِیانِی، خطا و باطل راه ندارد، و در خطورات
[١]. دِیوان حافظ، غزل ٢٢٢.