افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٨٣ - دلِیل شهودِی و تجربۀ تارِیخِی دالّ بر اطّلاع اولِیاِی الهِی بر اسرار عالم هستِی
مِیدهد، که دِیگر کار از کار گذشته است و با حسرت و اندوه، کارِی از پِیش نمِیبرد.
مولانا جلالالدِّین بلخِی ـقدّس سرّه العزِیزـ چه خوب و عالِی در اِینباره فرموده است:
|
جان همهروز از لگدکوب
خِیال |
وز زِیان و سود وز خوف
زوال |
|
|
نِی صفا مِیماندش
نِی لطف و فرّ |
نِی به سوِی آسمان
راه سفر |
|
|
خفته آن باشد که او از هر
خِیال |
دارد امِّید و کند با او
مقال |
|
|
دِیو را چون حور
بِیند او به خواب |
پس ز شهوت رِیزد او با
دِیو، آب |
|
|
چونکه تخم نسل را در شوره رِیخت |
او به
خوِیش آمد، خِیال از وِی گرِیخت |
|
|
ضعف سر بِیند از آن و
تن پلِید |
آه از آن نقش پدِیدِ، ناپدِید[١] |
بارِی، براِی رسِیدن به تجرّد تام و وصول به حقِیقت ذات و انعکاس اسماء و صفات کلِّیه در نفس مجرّد شده و از تعِیّنات فِیماسوِیالله گذشته، باِید مراقبه و تزکِیه نمود.
دلِیل شهودِی و تجربۀ تارِیخِی دالّ بر اطّلاع اولِیاِی الهِی بر اسرار عالم هستِی
و امّا از جهت شهود و تجربۀ تارِیخِی، چه نسبت به اولِیاِی الهِی و چه نسبت به معصومِین علِیهمالسّلام، آنقدر شاهد و دلِیل بر اِین مسئله وجود دارد که جاِی هِیچگونه شکِّی در احاطۀ علمِی اولِیاِی الهِی بر امور غِیبِیّه و حوادث آِینده، باقِی نمِیگذارد؛ و منکر اِین مطلب فقط مِیتواند ِیک فرد دِیوانه و معاند بوده باشد.
امروزه بسِیارِی از افراد، حتِّی از ملل و نِحل غِیر مسلمان از هنود و غِیره، هستند که اطّلاع آنها نسبت به صور برزخِیّه و مثالِیّه واقعاً حِیرتآور است. داستان موسِیبن جعفر علِیهماالسّلام با آن مرتاض هندِی، که از همۀ حوادث روِی زمِین خبر مِیداد، و سپس اختِیار اسلام و در تحت تربِیت قرارگرفتنش نزد آن حضرت، بسِیار معروف و مشهور است.[٢]
[١]. مثنوِی معنوِی، دفتر اوّل.
[٢]. کشکول بحرانِی، ص ٣٥٨. جهت اطّلاع بِیشتر رجوع شود به آِیِین رستگارِی، ص ٥٥.