افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٨ - معنا و حقِیقت تعلِیم اسماء کلِّیۀ الهِیّه به آدم
«بهتحقِیق خداِی تبارک و تعالِی اسماء حجّتهاِی خود را تماماً به حضرت آدم علِیهالسّلام تعلِیم فرمود، سپس اِین ذوات مقدّسه را ـدرحالِیکه همگِی آنها ارواح بودندـ به ملائکه نشان داد و فرمود: حال شما اسامِی اِین ذوات مقدّسه و حجّتهاِی من را بازگو نماِیِید، اگر راست مِیگوِیِید که سزاوارتر هستِید از آدم به خلافت و جانشِینِی من در روِی زمِین، چون شما به قول خودتان دائماً در تسبِیح و تقدِیس من بسر مِیبرِید.
ملائکه عرض کردند: خداوندا تو منزّه مِیباشِی از قول و کلام ما! ما جز آنچه خود به ما تعلِیم دادِی چِیز دِیگرِی نمِیدانِیم. بهدرستِیکه تو در نهاِیت علم و اطّلاع و استوارِی و حکمت در فعل و کردار قرار دارِی.
خداوند به آدم خطاب فرمود: اِی آدم، ملائکه را با اسماء اِین اشخاص مطهّر و پاک که حجّتهاِی من در روِی زمِین هستند آشنا کن.
و پس از آن که آدم اسامِی و مشخّصات اِین ذوات را براِی ملائکه آشکار ساخت، مقام و منزلت آنها در نزد خداوند براِی ملائکه روشن شد و دانستند که آنان سزاوارترند براِی خلافت و جانشِینِی خداوند در روِی زمِین و حجّتهاِی الهِی بر خلق. سپس خداِی متعال اِین افراد را از دِیدگان ملائکه غاِیب نمود و آنان را در برابر اِین حجج الهِیّه به خضوع و خشوع مأمور ساخت و ولاِیت و محبّت آنها را از ملائکه خواستار شد و فرمود:
حال متوجّه شدِید که من گفتم: بر چِیزهاِیِی اطّلاع و آگاهِی دارم که شما با اِین همه مرتبه و مقام از ادراک آنها عاجز و ناتوان مِیباشِید؛ و مِیدانم آنچه را که آشکار و پنهان مِیدارِید.»
معنا و حقِیقت تعلِیم اسماء کلِّیۀ الهِیّه به آدم
اِین است معنا و حقِیقت تعلِیم أسماء کلِّیه که خداوند در وجود و سرشت آدم ذخِیره نهاد و بدِین وسِیله او را بستر و ظرف براِی ظهور فرد اکمل و اعلاِی از تجلِّی آن اسماء و صفات کلِّیه قرار داد، که آن فرد همان انسان کامل و ولِیّ عارف الهِی است و در رأس آنها حجج الهِیّه و ذوات مقدّسۀ معصومِین علِیهمالسّلام قرار دارند.
و اگر چنانچه در بعضِی از رواِیات در تفسِیر اسماء به اسماء کوهها و درّهها و اشِیاء اشاره شده است براِی اندراج همۀ اشِیاء و موجودات در تحت اسم علِیم است