افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٤٢ - کلام مرحوم ملاّ عبدالرّزاق کاشانِی ذِیل آِیات خلق آدم
«”إذ“ در اِین آِیه اشاره است به مرتبۀ سرمدِیّت، که از بِیانتهاِیِی گذشته تا بِیحدّ و مرزِی آِینده گسترش دارد. و مقصود از ”قَول“ در آِیه عبارت است از القاء کردن تعلّق خواست و ارادۀ پروردگار به اِیجاد آدم در ذاتهاِی قدسِیّه جبروتِیّه که همانا ملائکۀ مقرّبون و ارواح مجرّده هستند و نِیز ذاتهاِی ملکوتِیّه که عبارتاند از نفوس آسمانِی؛ زِیرا هرچه در عالم مادّه حادث مِیشود، صورتِی از آن قبل از خلقت در عالم روح که عالم قضاء سابق است وجود دارد، و پس از آن در عالم غِیب که قلب عالم است و از او به لوح محفوظ تعبِیر مِیشود، و پس از آن در عالم نفس است، ِیعنِی نفس عالمِی که به عالم محو و اثبات نامِیده شده است و در قرآن کرِیم به آسمان دنِیا تعبِیر شده است، چنانچه مِیفرماِید: (و هِیچ چِیزِی در عالم وجود ندارد مگر اِینکه اصل و رِیشه و سرچشمۀ آن نزد ما محفوظ است، و ما به مقدار مشخص از آن در اِین عالم اِیجاد مِیکنِیم.)
پس اِین است کلام الهِی به ملائکه: (من در روِی زمِین جانشِین قرار دادهام.)
حال که چنِین است، حال خود را در نزد خود ارزِیابِی نما و بدان که هر چِیزِی از أعمال و افعال تو که از اعضاِی بدن تو سر مِیزند که در عالم مادّه و شهادت ظهور مِیِیابد از گفتار و کردار، براِی او وجودِی در روح تو است ـکه آن روح مقام غِیبالغِیب تو مِیباشدـ سپس آن عمل در مقام غِیب تحقّق مِیِیابد و سپس در نفس تو ـکه مقام غِیب نازل و پاِیِین تو مِیباشد و در آسمان دنِیاِی تو خواهد بودـ آنگاه بر اعضاِی بدنت ظاهر و آشکار مِیگردد.
و ”جعل“ پروردگار هم شامل اِیجاد در مجرّدات و هم عالم مادّه هر دو مِیشود، و لذا خداوند نفرمود: ”خالق“ (بلکه فرمود: جاعل)؛ زِیرا انسان از دو جنبۀ مجرّد و مادّه پِیدا شده است، انسانِی که جانشِین من است و اخلاق مرا در خود دارد و اوصاف مرا حاصل نموده است و امر و ارادۀ مرا تنفِیذ مِیکند و خلق مرا راهبرِی مِینماِید و امور آنان را تدبِیر مِیکند و نظام اِیشان را استوار مِیگرداند و آنان را به سوِی طاعت و انقِیاد از من فرا مِیخواند.
و امّا علّت اِینکه ملائکه اعتراض کردند و گفتند: آِیا مِیخواهِی کسِی را بِیافرِینِی که در روِی زمِین فساد کند و خونرِیزِی نماِید؟ درحالِیکه خود را سزاوارتر از