افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٩ - تبدِیل علم حصولِی به علم حضورِی بهواسطۀ اتّحاد نفس با صورت علمِیّۀ معلوم
اطّلاعِی که هر روز نسبت به حوادث و وقاِیع براِی او حاصل مِیشود، که به آن علم حصولِی گفته مِیشود.
تبدِیل علم حصولِی به علم حضورِی بهواسطۀ اتّحاد نفس با صورت علمِیّۀ معلوم
ناگفته نماند که در علم حصولِی پس از اطّلاع نفس از ماهِیّت معلوم که همان صورت معلوم بالذّات است، بهواسطۀ اتّحاد نفس با آن صورت، کِیفِیّت علم از حصولِی به حضورِی تغِیِیر مِیِیابد و همان احاطه و سِیطرهاِی را که نفس نسبت به ذات خود دارا بوده است، نسبت به صور و مفاهِیم وارده نِیز دارا خواهد بود، بهطورِیکه صُوَر و معانِی وارده بر نفس ـچه از خارج باشد ِیا مخلوق ذهنِیّات و صفات و غرائز نفسـ به نحوِی با خود نفس اتّحاد و وحدت پِیدا مِیکند که همه ِیک وجود واحد را بهوجود مِیآورند، وجودِی که با وجود قبل از اِین اتّحاد بهطور کلِّی متفاوت و متخالف خواهد بود، و آن حقِیقت متشکّله از صور و معانِی همان حقِیقت ذاتِیّۀ انسان ِیا غِیر انسان را تشکِیل خواهند داد، و نفس بهواسطۀ تجرّد ذاتِی خود به صورت آن صور و معانِی در خواهد آمد، که البتّه بحثِ بسِیار مفصل و عمِیقِی دارد و ورود در آن ما را از اصل مطلب بازمِیدارد.
در مورد انسان نسبت به حوادث و پدِیدههاِی مادِّی، از آنجا که خودِ معلوم بالعرض ـکه همان موجود خارجِی و مادِّی استـ نمِیتواند با جسم و بدن انسان متّحد شود، صورتِی از او به عنوان معلوم بالذّات با نفس انسان اتّحاد پِیدا مِیکند؛ و لذا علوم انسانِی که به اِین طرِیق براِی بشر حاصل مِیشود معلول گذشت زمان و سپرِی شدن اوقات و آماده شدن شراِیط و اسباب ظاهرِی است، و از اِین جهت بشر نسبت به اکتساب اِین علوم جدّاً داراِی محدودِیّتها و مرزهاِیِی است که امکان عبور از آنها با شراِیط عادِی محال است، و اگر انسان بخواهد نسبت به اِین حوادث اطّلاع حاصل نماِید باِید شراِیطِی جداِی از اِین شراِیط و امکانات ظاهرِی و عادِی فراهم آورد و از درِیچهاِی سواِی اِین درِیچه به حوادث نظاره کند.
مثلاً براِی ما اتّفاق افتاده است گاهِی واقعهاِی را که هنوز در عالم خارج مشاهده نکردهاِیم، در خواب آن را مشاهده مِیکنِیم و بعد متوجّه مِیشوِیم که آنچه را دِیدهاِیم