افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٤ - تبِیِین مسئلۀ جبر و اختِیار در قبول وحِی و ابلاغ آن توسّط پِیامبران
در اِینجاست که مسئلۀ توحِید افعالِی نِیز در امور پِیامبران ظاهر و آشکار مِیگردد:
از ِیک طرف کلِّیۀ افعال و اعمال آنها؛ چه باطنِی، که به وحِی و مدرکات ربوبِی مربوط مِیشود و چه ظاهرِی، که به ابلاغ و رساندن به جامعه و تبلِیغ رسالت برمِیگردد، همه و همه به خداِی متعال انتساب دارد و به خواست و مشِیّت و ارادۀ حق بازمِیگردد و مِیتوان با صراحت و وضوح گفت: خدا وحِی فرستاد و خدا وحِیاش را به مردم ابلاغ نمود و خدا آنها را به سوِی مقصد و مَآل خوِیش روانه نمود.
و از طرف دِیگر صرِیحاً مقام ابلاغ و بِیان وحِی براِی جامعه به خود پِیامبر نسبت داده مِیشود، زِیرا اختِیار و ارادۀ او در اِین مِیان نقش اساسِی داشته است.
بنابراِین در مورد پِیامبران الهِی آنچه بِین ما و اِیشان مشترک است، عمل ظاهرِی و کردار ظاهرِی ما و آنها است، چه در مورد ابلاغ وحِی به جامعه باشد و ِیا پرداختن به امور جامعه و امور شخصِیّه و رفت و آمد در مِیان مردم و صحبت کردن و اندرز دادن و رفع خصومتها و اختلافات و....
و آنچه اختصاص به آنها دارد و ما را در آن شرکت و نصِیبِی نِیست، مسئلۀ وحِی و ِیافتههاِی عالم ربوبِی به شکل و طرز خاص است، که در فصل مربوط به تبِیِین و تفسِیر پدِیدۀ وحِی خواهد آمد.
در اِینجا فصل اوّل در توحِید افعالِی را خاتمه مِیدهِیم و به فصل دوّم که تبِیِین حقِیقت علم است مِیپردازِیم.