افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٣ - تبِیِین مسئلۀ جبر و اختِیار در قبول وحِی و ابلاغ آن توسّط پِیامبران
زلاّت و خطاها را به گردن دِیگران مِیاندازد و خود را از اِین عرصه بِیرون مِیکشد و نفس خود را در نزد دِیگران تنزِیه و تبرئه مِیکند، و بالأخره به سراغ خداِی متعال رفته و گرِیبان او را گرفته، هرچه از نقص و فتور و نسبت ناصواب است نثار او مِیکند تا قدرِی نفس خود را آرام کند و در برابر پاسخ وجدان خوِیش و نِیز اجتماع و مردم لحظهاِی بِیاساِید و آرام گِیرد! و اِینچنِین بوده است راه و مسِیر همۀ زورمندان عالَم و حکّام و سلاطِین و ارباب نفوذ و تنفِیذ و بهطور کلِّی همۀ مردم در مراتب مختلف و موقعِیّتهاِی متفاوت خوِیش.
و اِین است فرق بِین انبِیا و اولِیاِی الهِی و پاکان درگاه حق با مدّعِیان قرب حضرت حق.
تبِیِین مسئلۀ جبر و اختِیار در قبول وحِی و ابلاغ آن توسّط پِیامبران
در مورد انبِیاِی الهِی نِیز مسئله به همِین کِیفِیّت و روش خواهد بود و آنها داراِی دو مرتبه از تعِیّنات و دو موقف مِیباشند. تعِیّن و موقف اوّل، کِیفِیّت ادراکات و ِیافتههاِی قلبِی و سرّ است که بهواسطۀ وحِی، بدون اختِیار و ارادۀ آنان صورت خارجِی مِیِیابد، گرچه مقدّمات آن به عنوان علل معدّه و شراِیط وحِی در اختِیار و اراده آنان است، مثل طهارت و حضور قلب و انتخاب مکان مناسب و انجام امور عبادِی و غِیره. امّا در خود وحِی، مسئله از اختِیار و ارادۀ آنان خارج بوده و شبِیه همان انتاج درخت سِیب و ساِیر حوادث و پدِیدههاِی عالم تکوِین است، که بدون واسطه به خداِی متعال و سلسله علل عالم غِیب نسبت داده مِیشود.
تعِیّن و موقف دوّم انبِیاِی الهِی، مقام ابلاغ وحِی به مردم و رساندن پِیام آسمانِی به جامعه است که در اِین مقام مسئلۀ اختِیار و اراده و خواست پِیامبر به طور دقِیق و کامل نقش خود را آشکار مِیسازد و باِید دقِیقاً مطابق با همان پدِیدۀ غِیر اختِیارِی، از روِی اختِیار و اراده عمل نماِید و سر سوزنِی زِیاده و کاستِی در اِین موقف از خود ابراز ننماِید و آنچه را که به او نماِیانده شده است بِیکم و کاست، در جا و موطن و زمان و شراِیط مناسب، به جامعه و ِیا به فرد خاص ابلاغ نماِید.