افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٤١ - نکتۀ چهارم استدلال به آِیات قرآن براِی اثبات دوئِیّت حقِیقِی بِین خالق و مخلوق، فاسد است
داراِی دو نکته و اشاره است: اوّل: همِین معناِی آن که درخواست اِین امور از خداوند است؛ دوم: آنکه مِیخواهند بفهمانند: آِیه دلالت بر دوئِیّت آمر و مأمور، و راحم و مرحوم دارد؛ زِیرا براِی خودش خودِیّتِی و توفِیقِی را در مقابل خدا، و توکّلِی و انابهاِی در برابر خدا بِیان کرده است.
آرِی، مطلب از اِین قرار است ولِی آِیا خودِیّتِی و توفِیقِی و توکّلِی حقِیقِی را بِیان مِیکند ِیا اعتبارِی؟!
اگر حقِیقِی باشد، درست نِیست؛ زِیرا در برابر ذات و صفت حق، براِی هِیچ ذرّهاِی از ذرّات استقلال نِیست، چه در وجود و چه در صفت.
و اگر اعتبارِی باشد، اِین منافات با کلام صوفِیّه ندارد بلکه عِین مطلب آنها مِیباشد؛ چنانچه خود حضرت شُعَِیب علِی نبِیِّنا و آله و علِیه الصّلاة و السّلام که بدِین سخن لب گشوده است مرادش همِین بوده است:
(قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ).[١]
«شعِیب گفت: اِی طائفه و خوِیشاوندان و اقوام من! شما مرا مطّلع سازِید از آنکه اگر من از جانب پروردگارم داراِی حجّت و برهانِی بوده باشم، و آن پروردگار به من از نزد خودش روزِیِ نِیکو عطا مِیکند (باز من پرستش و اطاعت او را نکنم)؟! و من اراده ندارم که خودم کارِی را انجام دهم که شما را از آن نهِی مِینماِیم. من درخواستِی و اراده و نِیّتِی ندارم مگر اصلاح به قدرِی که در خودم توان و قدرت مِیِیابم. و توفِیق من نِیست مگر بهواسطۀ او؛ بر او توکّل کردهام و به سوِی او بازگشت مِینماِیم.»
|
نه هرکه چهره برافروخت دلبرِی داند |
||||
|
نه هرکه آِینه سازد سکندرِی داند |
||||
|
نه هرکه طرف کله کج نهاد و تند نشست |
||||
|
کلاه دارِی و آِیِین سرورِی
داند |
||||
[١]. آِیۀ ٨٨، از سورۀ (١١) هود.