افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦١٢ - أمِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام «تَوحِیدُه تمِیِیزُه عن خَلقِه، و حُکمُ التّمِیِیزِ بَِینونَةُ صفةٍ لابَِینونَةُ عُزلَة»
مِیگردند حاصل مِیشود. بنابراِین قضِیّۀ ما هم مُطَّرِد است و هم مُنعَکِس: تکثّر وجود به ماهِیّت، و تکثّر ماهِیّت به وجود.[١]
[١]. عالِیترِین غزلِی که خواجه حافظ شمسالدِّین شِیرازِی ـقدّس الله سرّهـ در کِیفِیّت و علّت تکثّر وجود به ماهِیّت و تکثّر ماهِیّت به وجود، و سبب ربط قدِیم به حادث بِیان مِیفرماِید، ظاهراً باِید اِین غزل بوده باشد:
|
پِیش از اِینت
بِیش از اِین غمخوارِی عُشّاق بود |
||||
|
مِهر ورزِیّ تو با ما
شُهرۀ آفاق بود |
||||
|
ِیاد باد آن صحبت شبها که در
زلف توام |
||||
|
بحث سِرّ عشق و ذکر حلقۀ عشّاق
بود |
||||
|
حسن مَهروِیان
مجلس گرچه دل مِیبرد و دِین |
||||
|
عشق ما در لطف طبع و خوبِی اخلاق
بود |
||||
|
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد |
||||
|
دوستِی و مهر بر ِیک عهد و
ِیک مِیثاق بود |
||||
|
ساِیۀ معشوق اگر افتاد بر
عاشق چه شد |
||||
|
ما به او محتاج بودِیم او به ما
مشتاق بود |
||||
|
پِیش از اِین
کاِین سقف سبز و طاق مِینا برکشند |
||||
|
منظر چشم مرا ابروِی جانان طاق
بود |
||||
|
رشتۀ تسبِیح اگر بگسست
معذورم بدار |
||||
|
دستم اندر ساعد ساقِیّ
سِیمِین ساق بود |
||||
|
بر در شاهم گداِیِی نکتهاِی
در کار کرد |
||||
|
گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رَزّاق
بود |
||||
|
در شب قدر ار صبوحِی کردهام
عِیبم مکن |
||||
|
سرخوش آمد ِیار و جامِی بر
کنار طاق بود |
||||
|
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خُلد |
||||
|
دفتر نسرِین و گل را زِینت
اوراق بود* |
||||